۱۳۸۱/۱٢/٢۱



در حال و هوای محرم، بازخوانی يک رباعی از يک شاعر گمنام دورهء صفوی (قرن يازدهم هجری) شايد بد نباشد. شاعران سبک هندی استعداد خوبی برای تصويرسازی داشتند اما به آراستگی و استحکام کلام اهميتی نمی‌دادند و بهتر بگوييم سواد خيلی از آنها که از مردم کوچه و بازار بودند به اين حرفها قد نمی‌داد. رباعيی که می‌نويسم همين ويژگيها را دارد و شاعر توانسته درک عناصر طبيعی را از حادثه شهادت امام حسين (ع) به تصوير بکشد و همدلی آنها را برانگيزد. ولی ای کاش مصراع سوم رباعی را شاعرانه‌تر بيان می‌کرد. بگذريم. اينها توقعات زيادی از يک شاعر مرده است.

مه : پيرهن دريده می‌گرداند
کوکب : اشکی به ديده می‌گرداند
تا خلق شوند آگه از خون حسين
خورشيد ، سر بريده می‌گرداند.







به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱٢/٢۱
    لینک مطلب   نظر شما ()