۱۳۸٦/٩/٢٧

به کودکی جهان غبطه میخورم هر روز

..

چقدر سلسلههای مهم

                           که در تاريخ:

به يک اشاره چه سرها که بر زمين غلتيد

به يک کرشمه چه مردان به خاک افتادند

چقدر تير که بال پرندهها را خورد

چقدر تيغ که بر بالش زمين خوابيد.

..

چقدر واژه معصوم

که بر لبان حقيقت شهيد شد هر بار

چقدر شعر که قفل دريچه را نگشود

چقدر دست که امضاش سبز بود، اما

صدای خش خش پاييز در مدادش بود.

..

چقدر آينه شرمندهام کند هر روز؟

چقدر پنجره از ماه نا اميد شود؟

..

بيا به کوچه بن بست من ببار اين بار

بيا به متن کهنسال من تسرّی کن

بيا کنار شبم چند نقطه چين بگذار.

 

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٧
    لینک مطلب   نظر شما ()