۱۳۸٦/٧/٦

 

بین ویرانی و مرگ در انتظارم

تا نسیمی بگیرد.

 

بوی نیرنگ دارد

دستهای مقدّس.

هاله هایی که دور سر مؤمنان می درخشد

نیست جز بازی نور در صبح کاذب.

سالها رفت و از لوله های تفنگ خطیبان

غرّشی بر نیامد.

 

بین ویرانی و مرگ

کیستم من؟

پُشتِ در  ماندۀ معجزاتی معطّر.

 

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٦
    لینک مطلب   نظر شما ()