۱۳۸٦/٦/٢٤

 

به احترام صدایت، پرنده خاموش است

درخت و پنجره و ماه و آسمان، گوش است

w

درخت دست تکان داد، ماه چشمک زد

w

پرنده، پنجره را پر گشود و آبی شد

w

چقدر لحن تو با آسمان قرابت داشت

w

من از عروج چه گویم؟ هبوط من تلخ است

بسنده کردن روحم به شکل تن، تلخ است

w

پرنده، باز خموش است، از نسیم بخوان

w

دلم انار چروکیده ای است در پاییز

مرا بهار فراموش کرد و پوسیدم

w

صدات حسّ قشنگی است... اهتزازم ده!

 

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢٤
    لینک مطلب   نظر شما ()