۱۳۸٦/٤/٢٢

 

اعتراض شمس لنگرودی به استفاده یک کاریکاتوریست از عنوان رمان «رژه بر خاک پوک» وی برای نمایشگاه خود، توجه دقیق‌تر به یکی از واقعیتهای جامعه ادبی را یادآور شد و آن بهره‌گیری از سطرها و عناوین شاعرانه و ادبی برای نامگذاری نمایشگاهها، فیلمها، داستانها، و گزارشها و مقالات ژورنالیستی است. نویسنده روزنامه جام جم دیروز (پنج شنبه 21 تیر 86، ص 3)، عنوان یکی از گزارشهای هنری خود را یکی از سطرهای درخشان شعر قیصر امین‌پور قرار داده است: ناگهان چه زود دیر می‌شود. این سطر که از شدت استفاده در محاورات و حتی در برنامه‌های رادیو و تلویزیون، حکم مثل را پیدا کرده است، در بیلبوردهای تبلیغاتی سطح شهر تهران نیز دستمایه تبلیغ کالاهای مصرفی و خدمات مؤسسات آموزشی قرار گرفته است. در سالهای بعد از انقلاب، اشعار سهراب سپهری یکی از منابع اصلی عناوین فیلمها و کتابها و مقالات و گزارشها بوده است. این پدیده را از چند جنبه می‌توان بررسی کرد:

اول. فراگیر بودن شعر در تمامی شئون زندگی ما، ظاهراً قولی است که جملگی بر آنند. ایرانیان شهره‌اند به این که شعر در خون آنهاست. استفاده از عناوین شاعرانه اقتباس یافته از شعرها را می‌توان به این دلبستگی ریشه‌دار نسبت داد.

دوم. استفاده از ظرفیت دو پهلو و چند پهلوی عناوین شاعرانه، از یک طرف، و ایجاز و فشردگی و آهنگ و موسیقی کلمات از سوی دیگر، در جذب مخاطب که او نیز بالطبع جزوی از همین جامعه شعرپرست است، نقش مؤثری دارد.

سوم. مکانیزم جذب مخاطب از طریق تیترهای شاعرانه، دو گونه است: نخست، ایجاد اعجاب و غافلگیری در مخاطب بخاطر شنیدن و دیدن یک عنوان شاعرانه نُقلی و تأثیرگذار و دوم، انطباق و سازگاری با ذائقه مخاطب بواسطه انس و الفت با سطرهای درخشانی که در ذهنش حضوری دیرین و شیرین دارد.

چهارم. تنبلی برای انتخاب عناوین مناسب، شاید یکی دیگر از علتهای رواج این پدیده باشد. ما عادت داریم از چیزهای حاضر و آماده بدون تحمل هیچ گونه زحمتی و بدون اجازه از صاحب آن استفاده کنیم و آن را به حساب خوش‌ذوقی خود می‌گذاریم.

پنجم. آنچه در این میان نادیده می‌ماند، حقوق مالکین و مؤلفین است. هر سطر شعر، محصول عرق‌ریزی یک روح است. استفاده بجا و نابجا از این سطرهای در موقعیتهای مختلف، بدون اجازه و رضایت پدید آورنده آن، نقض آشکار حقوق مؤلفین است.

ششم. از سوی دیگر، تنزل بعضی از شعرها به بعضی از سطوح ـ مثلاً بیلبردهای تبلیغاتی ـ بدون کسب اجازه و رضایت شاعر می‌تواند عملکرد معکوس نیز داشته باشد. در واقع، ابتذال کاربرد، به مرور می‌تواند منجر به ابتذال متن، کلیشه‌ای شدن آن و کاهش میزان تأثیر آن شود.

هفتم. حضور سطرهای شاعرانه در ذهن عموم، می‌تواند میزان بُرد و تأثیر یک شعر و موفقیت نسبی آن را نشان دهد. این یک حکم کلی خدشه ناپذیر نیست. اما می‌توان از راه آن، به تأثیرات یک شعر و یا یک شاعر در جامعه پی بُرد.

 

 





کلمات کلیدی :یادداشتها

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٢
    لینک مطلب   نظر شما ()