۱۳۸٦/٤/۸

 

مساحتي است عظيم

غروب گرگ درين درّه‌هاي خواب آلود.

 

هزار صاعقه بر طبل نعره مي‌كوبند

مرا محاصره كردي، ولي ندانستي

هزار صاعقه اين خواب را نياشوبند.

 

دلم علامت گنگي است

كه بر جداره اين كهنه غارها ثبت است

تمام مشعله‌هايت به‌باد خواهد رفت

برو كه از پس تأويل بر نمي‌آيي

به عشق

            نسبت اين گرگ پير

بي ربط است.

 

من از تخيل محزون غارها گيجم

كه گرگ، زوزه بي پاسخي است

درين حدود

            كه هر چارسوش بُن بست است.

 

مساحتي است عظيم

تمام درّه به خوابي بزرگ پيوسته‌ست.

 

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۸
    لینک مطلب   نظر شما ()