۱۳۸٦/٤/٧

 

هفته گذشته شاعر نازنین شیرازی جناب سیروس نوذری سومین دفتر شعر خود را از طریق پست مرحمت فرمود: برف بر داوودی‌های سفید که شامل 254 شعر کوتاه است و انتشارات نوید شیراز آن را یکی دو ماه پیش در شمارگان 1500 نسخه همزمان با نمایشگاه بین الملل کتاب تهران منتشر کرده است. دفتر پیشین شعرهای سیروس نوذری با نام آه تا ماه نیز مشتمل بر 386 شعر کوتاه است (شیراز، انتشارت نوید، 1379). برف بر داوودی‌های سفید در تداوم همان کارهای کوتاه دفتر پیشین شاعر است با پختگی و عمق بیشتر و اطلاق نام «هایکو ایرانی» بر این شعرها لفظی است مطابق معنی. از این جهت که خصوصیات هایکو به تمامی در آنها مشهود است و از «ترجمه‌زدگی» مرسوم در کارهای کوتاهی که به تقلید از هایکوهای ژاپنی گفته شده است، در آنها خبری نیست. تقریباً همه شعرهای کوتاه نوذری در سه سطر سامان یافته‌اند و حسرتها و حیرتهای خیامانه در آنها نمودی روشن دارند.

 

بهار

بازی کودکان

میان گورها

...

جز این بادها

چگونه هست

آنکه نیست؟

...

ـ تو از چراغ چه می‌دانی؟

ـ هر آنچه از

            تاریکی.

...

برفها آب شدند

هنوز

تو پنهانی.

 

حرکت مستمر و بی هیاهوی نوذری در جهان شعری خود، متأسفانه از نگاه آنان که تنها صدای هیاهو را می‌شنوند، مخفی است. آنچه بهانه نوشتن این یادداشت بود، نخست معرفی مختصر این کتاب ارجمند بود و دیگر، اظهار نظر ناپخته و ندانسته خانم مریم آموسا در صفحه کتاب روزنامه شرق روز سه شنبه 5 تیرماه 86 (ص 19) بود به بهانه کتاب قمری غمخوار در شامگاه خزانی (هزار و یک هایکو پارسی) سروده سید علی صالحی. این کتاب را قرار است انتشارات نگاه منتشر کند و گویا در صف انتظار مجوز است. مشتاقانه منتظر نشر این کتابیم که مطمئناً خواندنی است.

باری، در نوشته خانم مریم آموسا در مورد کتابی که هنوز نشر نیافته، آمده است: این نخستین دفتر شعری است که در حوزه هایکو در زبان فارسی سروده شده است. پیش ازین تجربه‌های محدودی در زمینه خلق هایکو به زبان فارسی در جامعه فارسی زبان صورت گرفته است... و شاید با انتشار این کتاب شاهد پیشنهادهای جدیدی در شعر فارسی باشیم.

پر واضح است که نویسنده هیچ گونه اطلاعی از جریان شعر کوتاه در دوران معاصر ندارد. وگرنه این گونه قاطع و محکم سخن نمی‌گفت. تنها همان دو دفتر جناب نوذری که به گمان من بهترین نمونه هایکو در زبان فارسی است، بر بطلان گفتار ایشان شاهدی بسنده است. البته اگر در اطلاق هایکو پارسی به کوتاه‌سروده‌های جناب سید علی صالحی، تسامحی صورت نگرفته باشد. چرا که عموماً منتقدان نامطلع هر نوع شعر کوتاهی را هایکو می‌نامند. فقط به این دلیل که هایکو به عنوان یک قالب جهانی مشهور در حوزه شعر کوتاه شناخته شده است. و البته بسیاری از شعرهای کوتاهی که در چند دهه گذشته چاپ شده است، ویژگی هایکو را ندارد. شعرهای کوتاه محمد زهری و منصور اوجی همگی با ویژگیهای ایرانی خود بیشتر در تداوم شعر نیمایی است و پیشنهادی برای بیان خویشتن در یک قالب کوتاه و مختصر. بعد از چاپ کتاب هایکو به اهتمام احمد شاملو و ع. پاشایی در سال 1361، توجه به این نوع شعر شدت گرفت و در سالهای اخیر این توجه به یک جریان تبدیل شده است. بخصوص در وبلاگهای ادبی. ترجمه‌گونگی این نوع شعرها، و نیز سطحی بودن آنها، از آفتهایی است که دامنگیر این جریان شده است. این هایکوواره‌ها البته بر خلاف هایکو ژاپنی که به فلسفه ذن متکی است، از هیچ تفکر و شناخت عمیقی خبر نمی‌دهد. و از طرفی، با زبان و ادب فارسی نیز جز در ظاهر، هیچ پیوندی ندارد. در چنین فضایی، هایکوهای سیروس نوذری به‌راستی که در سطحی برتر ایستاده است.

سیروس نوذری در کار پرداختن کتابی در مورد شعر کوتاه معاصر است. و با توجه به صلاحیتی که ایشان دارند، امیدواریم تکلیف جریانهای مختلفی که شعر کوتاه امروز را تشکیل می‌دهند و از اصالت برخوردارند، روشن شود.

 

پیش از آنکه بدانم کدام سو

میان مه

گم شد.

...

از آن اتاق خالی

فقط

چراغی.

...

شامگاه

چها که نادیده می‌ماند

کنج اتاق.

...

یادگار مادر

قبض آب و برق

و چند اسکناس زیر قالی.

...

از سرانجام سرو

پرسشی بی ثمر

میان بادها.

 

(در شعر اخیر، صفت «بی ثمر» برای پرسش، ایهامی هوشیارانه به بی ثمر بودن سرو هم دارد.)

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه و کلمات کلیدی :درباره شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٧
    لینک مطلب   نظر شما ()