۱۳۸۱/۱٢/۸


همه اين كتابها را خوانده‌ايد؟
اگر كتابخانه داشته باشيد حتماً اين سؤال برايتان آشناست. مردم به كتابخانه‌تان مي‌آيند, همه جا را با تعجب نگاه مي‌كنند, گاهي به به‌اي مي‌گويند و سرانجام دلشان نمي‌آيد بدون سؤال بيرون بروند و همان پرسش هميشگي قديمي را بر زبان مي‌آورند. يكي‌شان كه پيرزن مهرباني بود, با صداقت تمام گفت : «تعجبم. ماشاءالله مغز به اين كوچكي چه طور اين همه كتاب تويش جا مي‌گيرد؟» رفيق قديمي دوستداران كتاب , والتر بنيامين عزيز , پاسخ اين پرسشگران متعجب را داده است : در اينجا كافي است جوابي را نقل كنم كه آناتول فرانس به آدم بي‌ذوقي داد كه با تحسين كتابخانه‌اش را بازديد كرد و سرانجام همان پرسش كليشه‌اي را مطرح كرد :
ــ و شما آقاي فرانس! همه اين كتابها را خوانده‌ايد؟
ــ فقط يك دهم آنها را. مگر شما هر روز در همه ظرفهاي چيني‌تان غذا مي‌خوريد؟
مي‌بينيد كه اين مشكل من و شماي تنها نيست...

مطلبي كه نقل كردم مقدمه يك مقاله خواندني است با عنوان كتابهاي ناخوانده از احمد اخوت نويسنده و مترحم اصفهاني كه در آخرين شماره مجله جهان كتاب چاپ شده است (ش 163 ـ 164 ؛ بهمن ماه 81).

نويسنده در اين مقاله به مقوله كتابهاي ناخوانده كتابخانه امثال من و شما ـ جماعت علاف اهل دل ـ پرداخته است. منظور از كتابهاي ناخوانده هم كتابهايي است كه خوانده نمي‌شود و هم كتابهايي كه مثل مهمان ناخوانده به حريم كتابخانه ما راه مي‌يابند و كسي حوصله تحويل گرفتن آنها را ندارد. احمد اخوت خاستگاه و منشاء كتابهاي ناخوانده را متاثر از سه عامل مي‌داند :
1. جنون خواندن. جنون خواندن درجه‌هاي مختلفي دارد و اين اصطلاح را براي كساني به كار مي‌برند كه اشتهاي سيري ناپذيري براي خواندن همه جور كتاب و در همه زمينه‌ها دارند و دائم با كتابهاي جديد در حال مسابقه گذاشتن هستند و مي‌خواهند هر چه زودتر آنها را ضربه فني كنند.
2. علاقه به زمينه‌هاي پژوهشي متعدد. تا وقتي جوان است همه چيز جهان برايش جالب است. آرزو دارد متخصص داستان شود. به مطالعه و پژوهش و طبقه‌بندي قصه‌هاي عاميانه بپردازد. به زبان‌شناسي هم علاقه دارد. اما متاسفانه خواستن با توانستن خيلي فاصله دارد و طرف پس از مدتي كه در همه اين رشته‌هاكار كرد متوجه مي‌شود كه به هيچ كدام از آنها نرسيده است.
3. احساس مالكيت. بيشتر ما واقعاً كتابهايمان را دوست داريم و هر يك از آنها خاطرات زيادي را برايمان زنده مي‌كنند. اما گاهي كتابهايي وارد كتابخانه ما مي‌شوند به اين علت كه دوست داريم مالك آنها باشيم. و حس مالكيت كتاب جاي لذت خواندن آنها را مي‌گيرد.
اين مقاله البته مفصل است. پس از خواندن اين مقاله من متوجه شدم كه تلفيقي از هر سه اين بيماريها به نوعي در من وجود دارد. خدا آخر و عاقبت ما را ختم به خير كند! زن من چه نمي‌كشد از دست من! و ايضاً بسياري ديگر از حضرات همين مشكل را دارند.

اين هم كاريكاتوري از يوري كوزوبوكين كاريكاتوريست اوکرايني در همين حال و هواها.






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱٢/۸
    لینک مطلب   نظر شما ()