۱۳۸٥/٩/۳

 

نسيم هم كه بيايد، هنوز تاريكم.

...

هزار كوه ازين تپه قد بلندتر است.

...

غروب دوم آذر چكيده در ايوان

خسوف قند: بهم خورده  حال اين ليوان.

...

چه تيك تاك خماري! شراب تلخ كجاست؟

...

كليك كردي و بستي مرا، مبارك باد!

...

ببند پنجره را، آفتاب نامرد است

اتاق، باز به تنهايي اقتدا كرده ست.

...

درخت ، شاخه خود را به زاغها بخشيد.

...

رسيدهام دم غربت، كرايهام چند است؟

 

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۳
    لینک مطلب   نظر شما ()