۱۳۸٥/٤/۳٠

ساعات مدید، قطره قطره
باران شدید، قطره قطره
از سوزن کاج ، ابر مرداد
آهسته چکید، قطره قطره
لبهای درخت، آسمان را
با حرص مکید، قطره قطره
...
یک سایه خیس، خطّ عابر
(از پنجره دید) ، قطره قطره
...
مغزم به سپر گرفت، جر خورد
ترمز که برید، قطره قطره
خون پاشید از مکالماتم
الفاظ درید، قطره قطره
یک برق عجیب در سر من
آژیر کشید قطره قطره
...
می‫آمد و مرگ را می‫آورد
روپوش سفید، قطره قطره
احساس سرنگ توی رگهام
انگار خزید، قطره قطره
از ناخن پام، روح مجروح
ـ رنگم که پرید ـ قطره قطره
...
سنگ آمد و بُرد تکه‫ها را
آیینه تکید، قطره قطره
...
یادم آمد که دستهایت
یک حس جدید... قطره قطره
یک حالت گرم زیر پلکم
تا گونه دوید قطره قطره
...
وا شد در  و نور منتشر شد
چرخید کلید ... قطره قطره.

 





کلمات کلیدی :غزلها

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٤/۳٠
    لینک مطلب   نظر شما ()