۱۳۸٥/٤/۱٧

بي اسم در آي

از خود بدر آي.

 

تنگ است تمام كفشها

بگذار و بيا

پيراهن خود را دم در

                        آويزان كن.

از خود رد شو

            برهنه وارد شو.

 

عريانتر از آذرخش

در من بدرخش.

 

باران شو در غبار

با معني خود در آي

بي ابر ببار.

 

نم نم خيسم كن

ارزانم.

ارزاني من باش و نفيسم كن.

 

با يك دو سه استكان

ما را بتكان.

 

خورشيد بريز روي موهايت

از روسري ات عبور كن.

 

آبي شو. سبز شو. طلايي شو.

عريان شو. آب شو.

باران شو. باد شو. رهايي شو.

 

بي جسم در آي

بي اسم در آي!

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٤/۱٧
    لینک مطلب   نظر شما ()