۱۳۸٥/۳/٢٦

 

پشت خطوط منتظرم تا صدای تو ...

پشت چراغ زرد ... نه ... انگار قرمز است

راننده اخم میکند و فحش میدهد

بین من و تو فاصله یک نیش ترمز است

 

پشت خطوط منتظرم تا صدای تو ...

باران به روی شیشه ماشین گرفته ضرب

تصویر عابران و خیابان و ... ــ  چترها

گویی دهان گشوده برین لقمههای چرب

 

پشت خطوط منتظرم تا صدای تو ...

انگار سالهاست که همسایه همیم

یادت که هست: آن شب بارانی، آن پراید

روی بخار شیشه، هنوز آن دو حرف میم

 

پشت خطوط منتظرم تا صدای تو ...

راننده گاز میدهد و دور میشود

از شیشه پراید، حواشی پر شتاب

رد میشوند و منظره  هاشور میشود.

 





کلمات کلیدی :چهارپاره

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٦
    لینک مطلب   نظر شما ()