۱۳۸٥/۳/۱۸

 

يعني پر از چرك است

يعني چروكيده‌ست.

 

ابر است، يكسر ابر

آن آبي يكدست.

 

از يقه‌اش خورشيد كوچيده‌ست.

 

از تن درش مي‌آورم يك صبح

اول غبارش را

آن وصله‌هاي لكه‌دارش را

بعداً جراحتهاي بيرون از شمارش را...

 

 

در باد، تابَش مي‌دهم يك صبح

در آفتاب و رود.

 

پيراهن محزون من

اين روح تاريك غبار آلود.

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱۸
    لینک مطلب   نظر شما ()