۱۳۸٤/۱٢/٥

ای دقیقه شیرین! امشب از تو لبریزم

وی حقیقت دیرین! امشب از تو لبریزم

جوش خوردهای با من مثل خون و اکسیژن

ناگزیر ناممکن! امشب از تو لبریزم

در رگم بریز ای ماه! ای تپیدن دلخواه!

حس و حال نبضم را   امشب از تو لبریزم

غوطه میخورم در تو، تا بگسترم در تو

مثل ماهی و دریا امشب از تو لبریزم

شور گم شدن دارد قطره محال اندیش

بیکران بی تشویش! امشب از تو لبریزم

جزر و مدّ آن گیسو  موج داده روحم را

حلقه حلقه، تو در تو  امشب از تو لبریزم

آن خطاب شیرین را بر لبم شناور کن

امشب از تو ـ باور کن ـ امشب از تو لبریزم.

 





کلمات کلیدی :غزلها

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٥
    لینک مطلب   نظر شما ()