۱۳۸٤/٦/٢۳

 

نورانی من! روی تو شایسته تبریک

اطراف تو   پُر نور شد و پای تو تاریک

درد دل خود را به چه ترفند بگوییم

گوش تو گران باشد و خط تو ترافیک

دور از تو چنانیم که تدبیر ندانیم

در حسرت آنیم که آییم به نزدیک

یک قوم سپیدند و دگر قوم سیاهند

در دایرهء ردّ و قبول تو، به تفکیک:

منسوب تو، شایسته صد منصب دلخواه

مغضوب تو، بایسته صد شغل تراژیک

گردن که کلفت است پُر از حرف نگفته ست

خاموش شو و فهم کن این نکتهء باریک!

 

 





کلمات کلیدی :غزلها

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٦/٢۳
    لینک مطلب   نظر شما ()