۱۳۸٤/٦/٤

یادداشت من در مورد نسخه جدید دیوان حافظ، نقد یکی از دوستان را در پی داشت که به جهت اهمیت آن، یادداشت دیگری در تکمیل نوشته قبلی تقدیم حضور میشود. ابتدا نقد  آقای مجید ضرغامی را میآورم و سپس یادداشت خود را.

مجید ضرغامی (اهورا): اولن که قضاوت در مورد خبری به این ابعاد و در حد و حدود شاعر بلند سایهای چون حافظ احتیاج به خواندن نمونههای پیدا شده و مقایسه دارد که این خود بحثی فنی است که در چهار چوب چند خط و رسانهای چون و بلاگ نمیگنجد. دومن خیلی عجیب به نظر نمیرسد دیوانی از حافظ به آن قدمت و حتی بیشتر در این سالها از نظر دور مانده باشد. نگاه کنید به آثار هنری و حتی نقاشی هنرمندان بزرگ دنیا که گاهی خبر میآید که در مجموعه یا کلکسیونی پیدا شده است. سومن این که دکتر مهرداد نیکنام محقق خوش نام و نکته بینی است و از حافظ شناسان قدیمی است، کتاب حافظ شناسی او سالها پیش کتاب سال شد و خیال نمیکنم کسی باشد که بدون تحقیق و پیگیری دست به کاری در این ابعاد بزند. به هر حال، ظاهرن هنوز برای نظر دادن خیلی زود است و باید منتظر بود و دید و خواند. کاری که در این کشور خیلی صورت نمیگیرد و بزرگترین هنر ما قصاص قبل از جنایت است.

....................................

یادداشت اسپریچو: قصد من تخطئه فرد نبود. بلکه نقد یک جریان بود. آقای مهرداد نیکنام را نیک میشناسم و کتابی که اشتباهاً حافظ شناسی نامیده شده است، در اصل کتابشناسی حافظ است و کتابی است پایهای و البته نه در حد کتاب دیگری که ابوالقاسم رادفر در همین باب گرد آورده است. اغراق نیست اگر بگویم بیست سال است با حافظ و تحقیقات حافظ پژوهان مأنوسم و آنچه نوشتهام، به زعم خودم، نظر کارشناسی بوده است. بعید نیست و راه تحقق این فرض هیچ وقت بسته نیست که روزی دستنویسی از دیوان حافظ بدست آید که به خط خود او یا یکی از یاران نزدیک او باشد و مطمئناً داشتهها و دانستههای ما را در مورد حافظ ارتقای کلی خواهد داد. اما آنچه آقای مهرداد نیکنام بدان مشغول است، تصحیح دیوان حافظ بر اساس نسخه قونیه است که در اواسط قرن دهم هجری و حدود 200 سال پس از حیات شاعر کتابت شده است. نظایر نسخه قونیه در کتابخانههای ایران و جهان فراوان است و نتیجهای که از همت ایشان در این باب حاصل میشود آن قدر مهم نیست که جار و جنجالی پیرامون آن راه بیفتد. اهل فن نادیده به چنین نسخههای متأخری بی اعتمادند و این بی اعتمادی بجاست. زیرا آن قدر کاتبان اهل ذوق ما در تغییر و تبدیل سخن شاعران بی پروا و جسور ـ و بعضاً ماهر ـ بودهاند که حتی نسخههای نزدیک به زمان حافظ نیز با هم اختلافهای بیشمار دارند، چه برسد به نسخهای که 200 سال بعد از زمان شاعر کتابت شده باشد. مشکل دیگر، داخل شدن اشعار دیگران در دیوان حافظ است. هرچه از زمان حافظ دورتر میشویم، این اختلاط و التباس بیشتر میشود.

مثالی بزنم و بگذرم. در اوایل قرن دهم هجری، یعنی چند دهه قبلتر از زمان کتابت دستنویس قونیه،  فریدون میرزای بایقرا، جمعی از اهل فضل را در شهر هرات که مرکز فرهنگی ایران در آن زمان بود جمع آورد و مأمورشان کرد که نسخه منقحی از دیوان حافظ فراهم آورند. این گروه فاضل، همه نسخههای موجود تا آن زمان را  گرد آوردند و مقابله کردند و در سال 907 هجری دیوان جامعی از اشعار حافظ ترتیب دادند و بر آن عبدالله مروارید کرمانی دیباچهای نگاشت. این نسخه را احمد مجاهد تصحیح و انتشارات دانشگاه تهران سه سال پیش چاپ کرد. این نسخه پر است از غزلهای دیگران که نصیب حافظ شده است و مصحح ارجمند یکایک آنها را جسته و گوشزد کرده است. همچین ترتیب و ضبط ابیات حافظ در این نسخه تفاوتهای کلی با نسخههای معتبر دارد. این نسخهای است که فضلای قدیم گرد آوردهاند و این قدر دستخوش تحریف و دگرگونی ست، پس  تکلیف کاتبان که جزو فضلا هم نبودهاند معلوم است. به ما حق بدهید به این نسخهها و تلاشها بد گمان باشیم و در حوزه حافظ پژوهی آن را کار بی حاصلی بدانیم. با وجود تصحیحاتی که محمد قزوینی و ناتل خانلری و هوشنگ ابتهاج بر مبنای نسخههای قدیم صورت دادهاند، این کار یک کار زاید است، که هم وقت مصحح محترم را که از کارشناسان کتابخانه ملی است گرفته است و هم وقت مخاطبان را خواهد گرفت. اهل فن که قاعدتاً بدین نسخهها اعتمادی ندارند و عموم مردم نیز دچار سردرگمی و گمراهی میشوند که بالاخره شعر اصیل و اصلی حافظ کدام است؟

آنچه گفتیم قصاص قبل از جنایت نیست، اعلان خطر دوبارهکاریهای بی حاصل در تحقیقات ادبی است. این کار نه تنها یک گام رو به جلو در نسخه پژوهی دیوان حافظ نیست و تحولی در این عرصه ایجاد نمیکند؛ بلکه باعث ایجاد ابهامات بیشتر در ذهن مخاطبان میگردد. و از طرفی، بی مایگان را نیز راغب میکند که در مسیری چنین بی حاصل گام نهند و به هوای آنکه نامشان در شمار محققان در آید، مشق تقلید و دوبارهکاری کنند.





کلمات کلیدی :حافظ پژوهی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٦/٤
    لینک مطلب   نظر شما ()