۱۳۸٤/٥/۱٢

 

تمام قصه، همينجوري اتفاق افتاد.

 

عليه متن بر آشفتم

و رو  به حاشيه رفتم.

 

سفر به حاشيه از متن

سفر به گردش چشمان ماه

                                        از شب بود.

طنين عادت تقدير داشت

صدای متن كه از خستگي لبالب بود.

 

و در حواشي راه

و در احاطه شب

به چشمهاي تو بُردم پناه.

 

عليه متن مقدر به راه افتادم

و رو  به حاشيه نانوشته آوردم

و بعد، حاشيه را توي متن جا دادم.

 

تمام قصه، همين بود.

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱٢
    لینک مطلب   نظر شما ()