۱۳۸۳/۸/۱٦

در شماره اخير ماهنامه جشن كتاب (ش 10 ـ 11 ؛ شهريور ـ مهر 83) كه انتشارات كاروان آن را به سردبيري محمد علي سپانلو منتشر مي كند، يادداشت كوتاهي به قلم سپانلو بر مجموعه شعر گنجشك ناتمام بنده قلمي شده است كه ضمن تشكر از ايشان كه در حد استادي خود گوشه چشمي به اين استعداد تازه به راه افتاده داشته اند، نكته اي مي خواستم گفت و آن در مورد نگاه از بالا به پايين ــ و به تعبير سعدي عاقل اندر سفيه ــ مركز نشينان به ما پيرامونيان حاشيه نشين است، نگاهي آزارنده كه قبل از آنكه ترغيب و تشويقي در آن باشد، دماغ ما را مي سوزاند. نه اينكه خواسته باشم بگويم از توجه سپانلو به مجموعه شعر خودم خوشحال نشده ام، ولي احساس مي كنم اين نوع تشويقهاي قجري، بيشتر از قبيل تعبير پدر سوخته ناصرالدين شاه است.

ماهنامه جشن كتاب 

            بهر حال، بنده از ديدن اصل مرقومه حضرت سپانلو بي نصيبم و استناد من به سايت قابيل است كه نوشته استاد را در زير بيوگرافي من افزوده است. با تشكر از يوسف عليخاني و محسن بني فاطمي، يادداشت سپانلو را مي آورم.

 

 

 

شب مثل پتوی مرده ی سربازی
از پنجره
          نیم‌دار و نم‌دار گذشت

شعرک‌های کوتاهی که به تقلید یا الهام از هایکوهای ژاپنی در کتاب گنجشک‌ ناتمام گرد‌ آمده است فوراً دو نکته را به ذهن متبادر می‌کند؛ نخست این‌که هایکوسازی کاری‌ است بسیار مشکل. زیرا معمولاً مصراع آخر آن باید آن‌قدر نیرومند باشد که در ذهن خواننده یک حادثه ی کامل شعری را تداعی کند. نتیجه آن‌که در مواجهه با بسیاری از تقلیدهای هم‌وطنان شاید بیشتر دلمان می‌خواست با جمع کردن چند شعرک‌هایکووار نمونه‌ی کامل‌تری به‌دست آوریم.
        
و اما نکته ی دوم آن‌که کارهای آقای میرافضلی نشان از استعداد شاعرانه‌ی قابل‌ توجهی می‌دهد که توصیه می‌کنیم خود را در چارچوب تنگِ کارهای 3-4 خطی محدود نکند و به تخیل خود دامنه‌ی بیش‌تری بدهد. و این هم نمونه ی دیگری از همان شعرک‌ها که دل‌نشین است و ناتمام:

در گوشه‌ی باغ توپ باران خورده
چون خاطره‌ای از نظر افتاده
                                   رها.

 

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۸/۱٦
    لینک مطلب   نظر شما ()