۱۳۸۳/۸/٧

 

پیش از آنکه موضوع رباعی و رباعیات خیام  به دغدغه اصلی مطالعات و پژوهشهای من تبدیل شود، اشعار حافظ اصلی‌ترین مسئله ذهن من بود و دیوان حافظ کتاب بالینی من. یکی از اولین کتابهای جدی که توانستم با پول تُو جیبی‌ام بخرم دیوان مولانا شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی به اهتمام حسین پژمان بود که سال 1362 با قیمت 750 ریال از کتابفروشی فارسی رفسنجان خریدم. حواشی این دیوان الآن پُر از یادداشتهایی است که از همان سال تا سال 1369 با  مداد نوشته‌ام و بیشتر آنها مربوط به مشابهات میان اشعار حافظ و همعصرانش است. 7ــ 8 سالی درگیر این موضوع و موضوع موسیقی درونی شعر حافظ بودم. سال 1369 به یادداشتهایی که عمدتاً در دوران دبیرستان در مورد تأثیر شاعران پیش از حافظ و همعصر او  بر حافظ فراهم کرده بودم سر و سامانی دادم و فرستادم برای مرکز نشر دانشگاهی. این مقاله با عنوان «زین قصه دراز: حرفهایی دیگر در مورد تأثیر پیشینیان بر حافظ» در دو شماره مجله نشر دانش چاپ شد (ش 4: خرداد و تیر 69؛ ش 5: مرداد و شهریور 69). یادداشتهای مربوط به موسیقی درونی شعر حافظ را نیز جمع و جور کردم اما از حد متعارف یک مقاله فراتر رفت و خودش شد یک رساله. ولی پیگیر چاپ آن نشدم. به نظر خودم نکات تازه‌ای داشت. یادم است یک نسخه آن را دادم به آقای هادی که در دانشکده ادبیات، حافظ درس می‌داد، و دیگر آن را نگرفتم. بعدها شنیدم بخشی از آن رساله را در کلاسهای خود تدریس می‌کند. از سال 1372 من افتادم به وادی دیگری و پیگیر آن رساله و موضوعات دیگری که به حافظ مربوط است نشدم. البته کمابیش کارهای جدید را می‌خواندم. ولی دیگر دنبال تحقیق را در این زمینه نگرفتم.

            چند وقت پیش به مناسبتی داشتم دیوان حافظ نسخه قزوینی ـ غنی را مطالعه می‌کردم که به یادداشتهای پراکنده‌ای که در این کتاب در مورد مناسبتهای لفظی و موسیقایی غزلهای حافظ نوشته‌ بودم نگاهی دوباره انداختم و دیدم از میان آنها، بعضی نکات خواندنی و قابل نقل در این وبلاگ، در می‌آید.

▫▫▫▫▫▫

چشمم از آینه‌داران خط و خالش گشت

لبم از بوسه‌ربایان بر و دوشش باد

 

ندانم کجا دیده‌ام در کتاب، که حافظ در این بیت توانسته‌است با استفاده از موسیقی درونی کلمات و واج‌آرایی حس موجود در بیت را برای ما ملموس کند. بدین شکل که در مصراع اول با استفاده از هجاهای بلند و مصوت «آ» حیرت آینه‌گون چشمهایی را که به تماشای خط و خال معشوق وا مانده است به‌خوبی تداعی کند و در مصراع دوم با تکرار عامدانه صامت «ب» حالت بوسیدن را. یعنی هنگام خواندن مصراع دوم لبها به خاطر پنج بار تکرار حرف «ب» ناخودآگاه به هم می‌آید گویی که مشغول بوسیدنیم.  این شگرد را ظاهراً سعدی قبل از حافظ بکار برده است آنجا که می‌گوید:

 

لب بر لبی چو چشم خروس ابلهی بود

بر داشتن به ناله بی موقع خروس

 

که در این بیت نیز عامدانه از کلماتی استفاده شده که حرف ب در آنها چشمگیر است و تداعی‌کننده حالت بوسه، و این با مضمون بیت نیز همخوانی دارد.

▫▫▫▫▫▫

بر سر آنم که گر  ز دست بر آید

دست به کاری زنم که غصه سر آید

 

تناسب دست و سر که یکبار در مصراع اول آمده‌اند و یک بار در مصراع دوم،‌ از شگردهای خاص حافظ است. یک بار به ذهنم رسید که یک شاعر معمولی شاید این شعر را اگر می‌خواست بگوید اینجوری می‌گفت:

 

در پی آنم که گر ز دست بر آید

قصد به کاری کنم که غصه سر آید

 

آن وقت دیگر هیچ لطفی در شعر نبود، اگر چه مضمون آن همان است که بود.

 

▫▫▫▫▫▫

غمزه شوخ تو خونم به خطا می‌ریزد

فرصتش باد  که خوش فکر صوابی دارد!

 

این بیت رندانه و طنزآمیز، جشنواره‌ای است از هماهنگیهای لفظی و معنوی.

همحرفی کلمات شوخ/ خون/ خطا (خ)

موسیقی شوخ/ خون

تناسب لفظی شوخ/ خوش ؛  خون/ خوش

تناسب معنوی خطا/ صواب

تناسب باد/ با «آب» موجود در «صواب»

لطف و تازگی تعبیر «فرصتش باد» که دعایی است در حق کسی که دارد خون شاعر را می‌ریزد و از خدا می‌خواهد که به او فرصتی بدهد که به مقصود خود برسد. گو اینکه در این طرز بیان، طنز و طعنه‌ای نیز هست در حق کسی که با عاشق خود بدرفتاری می‌کند.

▫▫▫▫▫▫

گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس

شیوه او نشدش حاصل و بیمار بماند

 

گشت و گردد در مصراع اول، علاوه بر آنکه به معنی «شد» است،‌ تناسبی هم با چرخش چشم دارد.

یعنی نرگس حالت بیماری گرفت که شبیه چشم تو شود (حالت خماری و خواب آلودگی)/ یا: نرگس در پی آن بود که چرخش و گردشی چون چشم تو یابد که نتوانست.

▫▫▫▫▫▫

حسن خلقی ز خدا می‌طلبم خوی ترا

تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود

 یکی از شگردهای مهم حافظ در حوزه موسیقی کلام، استفاده از قافیه‌های درونی است که به موسیقی شعرش غنای زیادی بخشیده است که نمونه‌ آن همین بیت مذکور است. چند نمونه دیگر هم که عجالتاً به خاطرم می‌رسد ذکر می‌کنم:

 

ولی چه سود که در  وی نه ممکن است خلود

...

شراب بی غش و ساقی خوش دو دام رهند

که زیرکان جهان از کمندشان نرهند

...

پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان

خیر نهان/  برای رضای خدا کنند

...

حقا کزین غمان برسد مژده امان

ادامه دارد...

 





کلمات کلیدی :حافظ پژوهی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۸/٧
    لینک مطلب   نظر شما ()