۱۳۸۱/۱۱/۱

سلام. پس از چند روز دوری از کامپيوتر و اينترنت، اين غزل تقديم همه دوستان!


فرصت مهتاب ، پنجره‌ها باز
شب : همه اندوه. من : همه آواز.
همسفرم باش در سفر شوق
بال و پرم باش در شب پرواز
آتش و خونم، سرکش و جان‌سوز
رو به جنونم ، مست و سرانداز
از سر من رفت عقل خطاکار
همدم من گشت عشق خطرباز
هر چه بلا بود قسمت ما بود :
يک دل پُر شور ، يک سر ناساز
حرف نخست است ـ نقطه پايان.
چيست بجز عشق آخر و آغاز؟




به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱۱/۱
    لینک مطلب   نظر شما ()