۱۳۸۳/٤/۳

ريش شابور 

مي‌گويند حسين توفيق وقتي ريش و پشم پرويز شاپور را ديد, گفت: شاپور را بايد با «ني» بوسيد!

آخرين كتاب كاريكلماتورهاي پرويز شاپور به همت كاميار پسرش و ديگر شاپوريان علاقه‌مند به آن مرحوم و با مقدمه خواندني عمران صلاحي منتشر شده است. اسم اين كتاب پايين آمدن درخت از گربه است و انتشارات مرواريد آن را چاپ كرده است.

            عنوان كاريكلماتور را نخستين بار احمد شاملو  بر طرحهاي كوتاه شاپور گذاشته است. نام شاپور مترادف است با كاريكلماتور و فروغ فرخزاد. بخشي از شهرت او بخاطر ازدواج ناموفقش با فروغ بوده است. از شاپور هشت كتاب كاريكلماتور و دو گزينه كاريكلماتور و دو سه كتاب طرح از جمله كتاب فانتزي سنجاق قفلي چاپ شده است.

            عمران صلاحي طرحهاي نوشتاري شاپور به چند دسته تقسيم كرده است:

شاعرانه‌ها. كه از مايه شعري قويي برخوردارند. به عقيده او بعضي از كارهاي شاپور بر شاعران مدرن هم تأثير گذاشته است. مثلاً وقتي يدالله رؤيايي مي‌گويد: من از درخت بالا مي‌افتم, نگاهي كاملاً شاپورانه دارد آنجا كه گفته است: درخت از گربه پايين آمد.

بازي با كلمات. كه به اعتقاد صلاحي خنده‌اي بر لبان مي‌نشانند اما عميق نيستند.

طنزهاي اجتماعي. كه شبيه بعضي كارهاي جواد مجابي در يادداشتهاي يك آدم پر مدعا ست.

وارونگي و ديوانگي. كه طرحهايي ظريف و زيركانه و شيطنت آميز است.

 

چند طرح از شاپور را كه در كتاب جديدش چاپ شده مي‌خوانيم:

R ماهي براي اينكه مزه تشنگي را بچشد, سرش را از آب بيرون مي‌آورد.

R پرنده پير لبريز از پروازهاي گذشته است.

R خشكسالي دريا را تشنه مي‌كند.

R فرياد پير نجوا سر مي‌دهد.

R عمرم در آستانه در ورودي زندگي گذشت.

R در خشكسالي آب از آب تكان نمي‌خورد.

R سايه درخت لبريز از صداي پاي مورچه‌هاست.

 

            عناصر آشنا در طرحهاي نوشتاري شاپور آن قدر زياد است كه آدم فكر مي‌كند آنها را قبلاً هم خوانده است! بعضي وقتها كه او به واژه‌اي پيله مي‌كند (مي كرد) آن قدر درباره‌اش مي‌نويسد كه به قول شاملو حوصله آدم سر مي‌رود.

     

        ــ مصاحبه ۷ سنك با عمران صلاحی درباره شابور

        

ىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىىى

           

            در مقدمه عمران صلاحي اين حكايت زيبا آمده است:

در نگارخانه تخت جمشيد نمايشگاه مشتركي گذاشته بودند از آثار طراحي پرويز شاپور, بيژن اسدي پور و عمران صلاحي و پس از پايان نمايشگاه يك هفته آن را تمديد كردند. شاپور مي‌گفت: عده‌اي نرسيدند بيايند توي دفتر نمايشگاه فحش بنويسند, تقاضاي تمديد آن را كرده‌اند.

 

            حالا حكايت ماست. پريروز با يكي از دوستان رفته بوديم نمايشگاه جلوه‌هاي نوگرايي در خوشنويسي ايران كه فرهنگستان هنر ايران گذاشته بود. ديدن يكجاي كارهاي نقاشيخط احصايي و رسولي و پيلارام و افجه‌اي و ... خيلي حال داد. براي من زيارت تعدادي از آثار مرحوم رضا مافي به همه نمايشگاه مي‌ارزيد. سه چهار تا از تابلوهاي انتزاعي ميرحسين موسوي هم در نمايشگاه بود كه فرياد همراه مرا در آورد و اگر دفتر يادداشتي بود همان مي‌كرد كه مراجعين محترم نمايشاگه طرحهاي صلاحي و شاپور كرده بودند!  طرحهاي ميرحسين موسوي را نخستين بار ده دوازده سال پيش (و بلكه بيشتر) در موزه هنرهاي معاصر ديده بودم. روي جلد دوتا از كتابهاي شعر احمد عزيزي كه انتشارات روزنه چاپ كرده است هم به طرحهاي او آراسته است: كفشهاي مكاشفه (چاپ دوم), و ملكوت تكلم.

            يكي از طرحهاي او تكرار ميم است. چشمهاي ميم همچون ماهيان كوچكي هستند كه دسته جمعي شنا مي‌كنند. بهرحال نمايشگاه جالبي است. اگر فرصتي دست داد ديدنش خالي از لطف نخواهد بود.

 

اثر رضا مافي.‌ موزه صنعتی كرمان

     ــ درباره رضا مافی اينجا را ببينيد.






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٤/۳
    لینک مطلب   نظر شما ()