۱۳۸۱/۱٠/٢٦

نيما يوشيج ـ از پيشگامان شعر نو ـ صبحگاه روز سيزدهم دي ماه 1338 سر به بالين مرگ نهاد و آنچه از او باقي ماند، اندكي شعر چاپ شده و يك گوني شعر چاپ نشده بود. «پيرمرد» در وصيت نامه اش دكتر محمد معين را كه به عمر يك بار هم نديده بود ، قيم كرد كه بر چاپ آثارش نظارت كند و جلال آل احمد و ابوالقاسم جنتي عطايي او را مدد رسانند. كمتر از يك سال پس از مرگ نيما ، افسانه و رباعيات در سازمان چاپ كيهان در دو هزار نسخه از چاپ در آمد. افسانه را جنتي آماده كرده بود و رباعيات را پرويز داريوش و جلال آل احمد. در اين دفتر، 261 رباعي نيما از ميان دو برابر اين تعداد رباعي انتخاب شده بود.
به نوشتهء آل احمد ، نيما رباعياتش را سال آخر عمر به تشويق و پيگيري او جمع آوري كرد. اين رباعيات در سالهاي مختلف سروده شده و فاقد تاريخ است و سه تا از آنها كه تاريخ دارد مربوط به سالهاي 1335 و 1336 است. نيما در مقدمهء رباعيات آورده : «من اين رباعيات را براي اين ساخته‌ام كه نه فقط قلم اندازي كرده باشم، بلكه به آساني وصف حال و وضعيت خودم را در اين زندگاني تلخ بيان كرده باشم.» شاعر در بعضي رباعياتش به خودش اسم يا تخلص «صدقاي سرود» داده است. منتخبي از رباعيات نيما در سال 1346 به اهتمام سيروس طاهباز با نام آب در خوابگه مورچگان چاپ شد. اين نام برگرفته از يكي از رباعيهاي نيماست و گوياي شوري است كه او در شعر سنتي فارسي در انداخته است. اين دفتر 420 رباعي دارد و به گفته طاهباز، مجوز او براي گزينش رباعيات ، يادداشتي از نيما در صفحه آغاز دستنويس رباعيها بوده است و نشانه‌هايي كه خود شاعر مشخص كرده بود. شمار رباعيات نيما در مجموعه آثار او به 595 رباعي مي‌رسد.
نيما به غير از رباعي ، اشعار ديگري نيز در قالبهاي سنتي مثل مثنوي و قطعه و قصيده دارد و اگر از آثار او فقط همين شعرهاي قدمايي مانده بود ، اكنون او را شاعري معمولي مي‌دانستيم با رگه هايي از طنز و هوشمندي و لنگي و ناهمواري در كلامش. و در تاريخ شعر فارسي نقطه صفري بود در كنار نقطه صفرهاي بي‌شمار ديگر كه احتياج به هيچ بررسي يا برجسته نمايي نداشت. اما شعرهاي نو او ما را ملزم مي‌كند كه كنار اشعار سنتي‌اش هم درنگي بجاي آريم. در رباعيهاي نيما به ندرت به رباعيي جاندار و پر شور و با پايان بندي محكم و كوبنده بر مي‌خوريم و بسياري از آنها در معيارها و موازين شعر سنتی فارسی ضعيف و پيش پا افتاده جلوه مي‌كند و حتي بعضي‌هاشان دچار سستي و نادرستي قافيه است. ولي تعدادي كم شماري هم هست كه تازگيهايي در شيوه روايت ، فضا سازي و ايجاد حالتهاي حسي دارد كه در انبوه رباعيهاي كم مايه و در پس زبان شعري زمخت و رام نشدني نيما رو نهان كرده است. در اين فقره رباعيات ، نيما برای همگوني و همپايگي مصراعهاي چارگانه و پيوستگي روايي آنها اهميت خاصي قائل شده و اين خلاف آن ساختاري است كه معمولآ در رباعيهاي فارسي سراغ داريم. در ساخت مرسوم رباعي ، تمام تأكيد بر مصراع چهارم است و گاه شاعر از ساماندهي لفظي و معنايي سه مصراع ديگر غافل مي‌ماند. البته نيما به خاطر نداشتن تسلط و ممارست كافي در شعر سنتي ، نتوانست اين تغيير ساختاري را در قالب رباعي جا بيندازد. رباعيهاي نيما هر چه بود ، نقطه آغاز تحول اين قالب كهن شعر فارسي بعد از رخوت دويست ساله آن بود و تعدادي از شاعران نوپرداز را ترغيب كرد كه در رباعي دست به تجربه‌هاي زباني و تصويري جديدي بزنند. (ادامه دارد...)

اصل مقاله را در منبع زير بخوانيد:
رباعی : از نيما تا بعد. مروری بر جريان رباعی از ۱۳۰۰ تا ۱۳۸۰
سيد علی ميرافضلی، نشر دانش، سال ۱۹، ش ۱ ، بهار ۱۳۸۱ ، ص ۵۲ ـ‌ ۴۷





به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٦:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/۱٠/٢٦
    لینک مطلب   نظر شما ()