۱۳٩٥/۳/۱٩

به سال 786 هجری، شاه شجاع در بستر مرگ، به امیر تیمور گورکانی نامه‌ای نوشت که ما به مفاد تاریخی آن کاری نداریم. در این نامه آمده است: «اَثقال آز و امل از دوش نهاده، روی تضرّع به حضرت عزّت آورده، مصراع: از دوست یک اشارت، از ما به سر دویدن» (مطلع سعدین، ج 1، بخش دوم، ص 561). مصراعی که شاه شجاع بدان استناد جُسته، حکم ضرب المثل را پیدا کرده است (رک. مجمع الامثال، ص 23؛ امثال و حکم، ج 1، ص 131). این مصراع مثل‌گونه، در فضای ادبی قرن هشتم نزد شاعران بسیار شناخته شده بوده است.
همام تبریزی گوید (دیوان ، 136):
موقوف التفاتم، تا کی رسد اجازت
از دوست یک اشارت، از ما به سر دویدن.

ابن یمین فریومدی هم این مصراع را تضمین کرده (دیوان، 484):
با گوی گفت چوگان کای در هوای وصلت
پیوسته کار قدّم از بار غم خمیدن
داری دمی سر آن کآیی برم، اگرچه
با من ترا نباشد آیین آرمیدن
گویش چه گفت؟ گفتا: گر خوانی ار برانی
از دوست یک اشارت، از ما به سر دویدن.

عبید زاکانی هم که ید طولایی در نقیضه‌سازی دارد، دست از سر این مصراع بر نداشته است (کلیات، 502):
لطفی بکن زمانی تشریف ده که بی تو
خاطر نمی‌تواند زین بیش آرمیدن
این خوش خبر چو بشنید، برخاست ... و گفت:
از دوست یک اشارت، از ما به سر دویدن.

ابواسحاق اطعمه شیرازی هم این مصراع را نقیضه آورده است (کلیات، 201):
با مغز کلّه گفتم: ای قوّت دل من
زین پرده‌ات به حکمت خواهم برون کشیدن
مغز از سر ارادت، گردن نهاد و گفتا:
از دوست یک اشارت، از ما به سر دویدن.

سلمان ساوجی هم که از شاعران شاخص قرن هشتم است، گفته است (دیوان، 261):
ما چون قلم نخواهیم از دوست سر کشیدن
از دوست یک اشارت، وز ما به سر دویدن.

در تداول عامه مردم، این مثل به صورت: «از تو به یک اشاره، از من به سر دویدن» روایت شده است (فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج 1، ص 283).


هفته نامه کرگدن، ش هفتم،  18 خرداد 95





کلمات کلیدی :مثل‌نگاری

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱٩
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٥/۳/۱٢

 
ترکش، به چند سانتی رؤیا رسیده است
انگار سیخ داغ به قلبی فرو کنند.
دنیای خیره کُش
حتی به تکه پارهء باران نیز...

در این همه گلوله که می‌بارد از هوا
لبخندتر بزن
این آخرین گل است.






کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱٢
    لینک مطلب   نظر شما ()