۱۳٩٤/٤/۱٩


خداوندگاری که عشق است
به اندازهء داشتن نه
به اندازهء خواستن می‌دهد.

زمین ضرب‌در باغ
زمین ضرب‌در عطر باران
زمین ضرب‌در شور گنجشک...
و آدم که آمد
و آدم که دلتنگی‌اش را بسر کرد
و آدم که توجیه تنهایی‌اش شد
گمانم که رازش همین چیزها بود.

خداوندگارا!
اگر عشق، رنج است
مرا بهترین دسترنج است.

 





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٩
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٤/٤/۱۱


صدای درد به‌هم می‌خورَد
به سوی پنجره می‌آیم
برای لکه عینک، دو تکه ابر بس است.

زبان درست نمی‌چرخد
وگرنه نام تو یک شهر را به‌هم می‌ریخت.
علاج روح چروکیده
دو قطعه موسیقی است
که چشم‌های تو بنوازد.
صدا، صدای خوشی نیست
جهان دچار ترافیک خشم و خون شده است
مرا رها نکن اینجا.
دو تکه ابر بیاور
برای حنجره چاک خورده
برای عینک پایان گرفته.

زبان شعر به یک رقص تازه محتاج است
به دست‌های تو یعنی
که روی پنجره شهر ضرب می‌گیرند.
قرار کوچه ما این است
که بی‌قرارتر از یال اسب‌ها باشد
دمی که خون به رگ باد می‌وزد.
به‌هم نریز به‌هم ریزی ِ مرا
قرار نیست که باران به چتر باج دهد
قرار نیست سکوتی که بوسه می‌طلبد
به نفع وسوسه پیرهن فرو ریزد.

صدای تیر
جواب پنجره نیست
و کفش قرمز
به کوچه بیشتر از انفجار می‌آید.
دوباره پلک بزن
که عطر ماه، گره وا کند زبانم را
که آن دو ماهی کوچک
گواه خاتمه زخم‌های من باشند
که از شنیدن تو
اتو شود روحم.
دوباره پلک بزن!

 





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱۱
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٤/٤/٤


همین ناگهان بودنت باش
مَنَت ناگهان تب
توام ناگهان لب.
::

می‌وزی بر من
ناگهان سر می‌روم از تو.

::
پلک می‌بندی:
ناگهان باران
ناگهان تنها.
::

خوشا ناگهان بودن عشق
شبیه گلی در میان علف‌ها.
::

مثل یک جریان موسیقی
مثل یک باران پاییزی
ناگهانی بودنت عشق است.
::

از پشت ابرها
گرمای ناگهان تو خوب است.
::

عشق از در می‌رسد ما را
ناگهان خط می‌کشد بر نقشه‌های عقل
ناگهان تنها
ناگهان مبهوت.
::

مثل کفشدوزکی که در میان سبزه ها
ناگهان
تازه می‌کند نگاه را؛
تازهء توام.
::

باد
    با خود می‌برد، ما را
ناگهان
ما را به خود می‌آورد
                        باران.


 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٤
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٤/٤/۳


کتاب را که باز می‌کنی بعد از صفحه شناسنامه با این شعر مواجه می‌شوی:«هر که باران باشد/روی چشم همه پنجره‌ها جا دارد» و بعد یادت می‌افتد چقدر این شعر برایت آشناست و چقدر در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی آن را شنیده ای و چقدر در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده است. با اینکه در این موارد تا چه حد حقوق مادی و معنوی شاعر حفظ می‌شود و نمی‌شود کاری ندارم ولی همین که شعری اینگونه بر سر زبان‌ها می‌افتد یعنی حدیث دل است و چیزی در خودش دارد که شعرهای دیگر ندارد.
«مرا می‌نویسی» عنوان مجموعه شعر کوتاه نوشته سیدعلی میرافضلی است که نشر نون آن را منتشر کرده است. میرافضلی از جمله شاعرانی است که نیاز مردم امروز به شعر کوتاه را جدی گرفته است و علاوه بر اینکه در این عرصه صاحب آثار ارزشمند و ماندگاری است، تحقیقات ارزنده‌ای نیز در این حیطه انجام داده است. اشعار کوتاه این کتاب پر از کشف‌های شاعرانه، احساسات بدیع و زیبایی‌های هنری است که سیدعلی میرافضلی همه آنها را در کوتاه ترین شکل ممکن بیان کرده است.طوری که بعد از خواندن کتاب از آنجا که در خودت درد مشترکی با شاعر کشف کرده ای ناخواسته بسیاری از اشعار او را از بَر می‌کنی: «این روزها/ با هر چه دمخور می‌شوی/ با هر که می‌جوشی،تکثیر تنهایی است». این که بتوانی مفهومی همچون تنهایی را در چند سطر به این خوبی و شاعرانگی بیان کنی، الحق که کار هر کسی نیست و چه بسیار داستان‌های بلند و سریال‌های تلویزیونی که ساعت‌ها وقت آدم را می‌گیرند تا اینچنین مضمونی را منتقل کنند و دست آخر نیز ناکام می‌مانند. یا وقتی می‌خوانی:«ای کاش دلتنگی تو بودی/می دیدمت هر روز» با خودت می‌گویی مگر بهتر از این می‌شود عمق دلتنگی‌ات را برای کسی شرح دهی بی آنکه با آه و ناله حوصله‌اش را سر ببری. میرافضلی گاهی با کم‌ترین کلمات تابلویی را نقاشی می‌کند و تصویری را می‌آفریند که به راحتی نمی‌توانی آن را فراموش کنی: «کوه زیباست/خاصه وقتی که بر شانه‌هایش/ماه سر می‌گذارد».
او برعکس خیلی از شاعران نوگرا که به استفاده از  کلماتی همچون قرص اعصاب و سیگار ، سرنگ و ...در شعرهایشان اعتیاد دارند، شاعر باران و درخت و ابر است و در شعرش هرگز سراغ بوی بد سیگار و پیراهن عرق کرده نمی رود مگر جایی که می‌خواهد شدت ناخوشایندی لحظه‌هایی را که بی‌یار می‌گذرد به بهترین شکل ممکن توصیف کند: «بوی سیگار می دهد/ بوی پیراهن عرق کرده/ لحظه هایی که می رود بی تو». در انتها لازم است اشاره کنم «آهسته خوانی» عنوان مجموعه شعر کوتاه دیگری از میرافضلی است که از طرف انتشارات نون منتشر شده است و آن مجموعه نیز در حال و هوای «مرا می‌نویسی» سروده شده است و چیزی از لحاظ زیبایی و شاعرانگی از آن کم ندارد.

روزنامه آرمان، دوشنبه اول تیر 1394، شماره 2784، ص 7





کلمات کلیدی :کتابهای من

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۳
    لینک مطلب   نظر شما ()