۱۳٩۳/۱٢/٢٦


بهار، لبخندی است
که از لبان تو تکثیر می‌شود
                                در باغ.
::

دست‌هایت:
 مرورِ بهارست
در زمستان دل‌ها.
::

از لب تو ـ تا بهار
یک دو بوسه بیشتر نمانده است.
::

وقتی بهار من
پیراهنت باشد
از بوی فروردین گره وا کن
تا اهتزار گُل، تنت باشد.
::

خدایا! دلم را
به آغاز سرسبزیِ خاک
به آغاز یک فصلِ نو باز گردان
خدایا!
مرا با بهاری دگرگونه آغاز گردان!
::

به باران بهاری اقتدا کردن
و در هر بارشی
 از یک غبار کهنه دل کَندن؛
کلید آسمان این است.
::

بهار:
یک دو قدم مانده تا نگاه تو.
::

ای سرآغاز لبخند
بر لـب گُل!
بوسه‌ای نذر کن در بهارم.
::

دلچسب می‌شود
در خنده‌ات: بهار
در بوسه‌ات: سلام.
::

نامه‌هایی سپیدند
ابرهای بهاری
با عبارات باران.
::

بهاری که از جنس لب‌های توست
به حسّ شکوفا شدن
                      بال و پر می‌دهد.
::

بهار چیست
 بجز عشق، آشتی، لبخند؟
به احترام بهار
سلام را باید
شکفته‌تر از گل
نگاه را باید
زلال‌تر از آب...
::

در پیشواز تو
گل می‌کند نسیم
قد می‌کشد بهار.
::

تو هرجا که باشی
بهار آن حوالی است.
::

خنده‌های تو
دستپاچه می‌کند بهار را.
::

تو امنیــــّـتی
بهاری برای درختان
درختی برای پرنده
نگاهی برای رسیدن به رؤیا
کلامی برای به خاطر سپردن
و آرامش ریشه‌داری درین عصر غمگین.
::

تو بخند
تا سراسیمه شود
                    بوی بهار.
::

نیستی و بهار هم بی تو
سوء تعبیـر یک زمستان است.
::

شبیه تو نیست
بهار و تمامی این قاب‌های قشنگش
تو یک حسّ رؤیایی ِ چار فصلی.
::

در من گُلی است
جا مانده از تهاجم توفان
باید بهار من شوی و
                      مادری کنی.
::

صدام می‌کنی
بهار ضرب‌در درخت و
                 ماه ضرب‌در دریچه می‌شود.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٦
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩۳/۱٢/۱٥

 

عشق را در صف بانک
ماه را توی لجن
شعر را پشت نقاب...

زردی چشم تو بی چیزی نیست
دست‌های متبرک، سر غارت دارند
تو همانی که صدایت سخن از مور و ملخ می‌گوید.

کرم در ذهن درخت
تیر در جان نسیم
میخ در قلب زمین.





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٥
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩۳/۱٢/۱٠


و غمم می‌گیرد
از صدایی که نه باران دارد
نه هجا کردن نان را بلد است.

باید از آینه پرسید
چه دلیلی است ترا یا چه دلی
که بجز زنگ نمی‌پردازی؟

سنگ در لقمه ما
مثل این نقطه که در نون ابدی است
عاقبت قسمت دندان شما نیز شود.

هرچه این پنجره را زیباتر
هرچه در فکر زلال آمدنم
باز بازار لجن داغ‌تر است.

شاهبازان وقتی
به فرود آمدن از خویش رضایت دارند
از کلاغان چه تمنَای بر افراختنی.

در زمستان جهان
از دل سنگ، بخار است که بر می‌خیزد
از دم آدم نه!

آمدی نور شوی در ظلمات
روزن نازک این پنجره را هم بستی
بگذارید که تاریک‌تر از این نشویم.

برف، زیبایی خود را دارد
می‌شود قاب گرفت
به گل و لای زمین نیز کمی فکر کنید!

 





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٠
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩۳/۱٢/۳

آن اولین باران دنیا هیچ یادت هست؟
آن اولین دلتنگی و آن اولین بوسه؟
آن اولین شعری که آدم گفت؟
حوّای من! هر بار
هر اتفاقی با تو مثل اولین بار است.
::

کاش می‌شد که بگویی: باران
و ببارد باران...
::

باز می‌گردم
موج‌ها در جیب من خوابند
ادکلن‌ها
کارشان جز اختفای بوی باران نیست
زیرِ این پیراهن آبی
قایقی از ماه لبریز است.
::

هر که باران باشد
روی چشم همهء پنجرهها جا دارد.
::

همین بارانِ آهسته
همین نجوایِ گنجشکان
همین عطری که می‌آید ؛
نگاه توست.
::

بارانِ تو
بداهه نوازی که می‌کند
انگار قلب پنجره در پنجه‌های اوست.
::

حواست به لبخند غمگین من نیست
و باران
        برایِ خودش کوچه‌ها را...
::

خبر اینکه: لبریز بارانم امروز
خبر اینکه: دلتنگِ دلتنگِ دلتنگ
خبر اینکه: ... باید بیایی!
::

در من ای رنگِ رؤیا
بازتاب صداهای نابی:
دشت هنگام گندم
کوچه هنگام باران
خانه هنگام دریا.
::

در من
گوری است بی‌صدا
و در غیابِ تو
بارانِ پشت پنجره را دفن کرده‌اند.
::

نخ باران
    به سرانگشت تداعیِ تو  وصل است
یاد می‌آورمت
ابر می‌آوری‌ام.
::

نه دریا، نه باران
تو را ـ هرچه هستی ـ
شبیه خودت دوست دارم.
::

و حسودان همان بِه
چشم‌ها را بپـوشـند
عشق بارانیِ ما
باب طبع تماشاچیـان نیـست.
::

وقتی که نیستی
حس می‌کنم که پنجره، دیوارِ دیگری است
حس می‌کنم که مزﮤ باران، عوض شده ست.
::

هیچ لبخندی نیست
که به یک ذهـنیت ساده
                         مسـیرش برسد
پُشت هر بارانی
مـِه سنگــــینی هست.


از مجموعه: مرا می‌نویسی

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۳
    لینک مطلب   نظر شما ()