۱۳٩۳/۱٠/۳٠


برف پشت برف می‌آید
کوچه‌ها، تشـدید تنهایی است ؛
از نگاهت
چای پشت چای می‌خواهم.
::

اینجا هنوز برف
اینجا هنوز مه
قدری کبوتر از تن داغت به من بده.
::

یک جهان حرف دارد
یک جهان حرف
رد پای تو
          در برف...
::

بار مه سنگین تر از برف است
شانه‌های کاج می‌دانند.
::

آفتابی بفرست
برف‌گیر است دلم.
::

برف‌ها
در سکوت می‌بارند
بر ردیف صنوبران کهن.
::

برف و باد توأمنـد
می‌کشـم کلاه را
روی گوش‌ها
و به چشـم‌هام
لـذّت مرور کردنِ درخت‌های شهر را
هـدیه می‌کنم.
::

در برف رفته است
یک رد ناشناس.
::

برف از پشت شیشه
عشق از پشت این صفحه‌های مجازی.
::

از تنت برف بفرست
از لبت قهوه داغ.
::

چقدر خیره شدن در برف
و آفتاب لجوج
که ردّ پای ترا آب می‌کند کم کم.

::

گاه با آیینه میگویم:
زیر این برفِ زمستانی
ظهر ِ تابستان ِ ما را باش!

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۳٠
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩۳/۱٠/۱۱

امروز داشتم دنبال مطلبی می‌گشتم، دستخط قیصر امین‌پور را لای کتاب «ناردانه‌ها» دیدم. کتاب را شخصی به نام رضایی در تاریخ دوم مرداد 81 به قیصر هدیه کرده بود و ایشان آن را همراه این نامه توسط آقای علی حیدری زاده، دوست و شاعر همشهری، برای من فرستاده بودند. «ناردانه‌ها» گزیده‌ای از رباعی‌های فارسی است که استاد محمدعلی اسلامی ندوشن گرد آورده است. با اینکه دیدار من و قیصر در سال های واپسین عمر آن عزیز، دیر و دور اتفاق می‌افتاد، یاد او برایم همیشگی تازگی و طراوت دارد. این دستخط را به یادگار مهر بی‌دریغی که قیصر داشت، اینجا می‌گذارم.

دستخط قیصر امین پور





کلمات کلیدی :یادداشتها

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱۱
    لینک مطلب   نظر شما ()