۱۳٩٢/٤/۳۱


به تابستان بگو برگرد
که من با تو
تمام سال در آغوش خورشیدم.
::

روزگاری است که دنبال کلیدند همه
تو ولی
قـفـل‌تر باش مرا.
::

ای یار! ای یار!
من در تو گمم
از تو چه خبر؟
::

و هرچند بیداری ام
هیچ تعبیر خاصی ندارد
رقم می‌زنی خواب‌های قشنگی برایم.
::

خدا قبول کند
دوست دارمت هر روز...
::

شانه‌هایت دم صبح
خنکایی دارد
که سر داغ مرا مرهم ازوست.
::

خدایا
چه لب‌های ابری!
مرا تشنگی کن.
::

گرچه این مردم بی‌ذوق، نگاهی دارند
که زمستان پیشش
ظهر تابستان است؛
دل خون‌گرم مرا
عشق، باقی است هنوز.
::

یه رفیق بامرام می‌خوام
یه رفیق چارفصل
یه کسی که از کنار من هیچ جا نره
یه کسی عین خودت!

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳۱
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٢/٤/٢٩


«ستیز با نهضت جهانی هایکو»،
کوتاه‌سرایی در شعر مدرن در گفتگو با سید علی میرافضلی
روزنامه فرهیختگان، شنبه 29 تیر 92، ص 11

تندخوانی به یکی از آفت‌های نقد امروز بدل شده و بسیاری از منتقدان کم حوصله، با مرور سطحی کتاب‌ها، تکلیف خودشان را با آنها روشن می‌کنند. «آهسته خوانی» دعوت دوباره‌ای است به اینکه برای متون ادبی وقت بگذاریم.
گستردگی یک متن، ربطی به کوتاه یا بلند بودنش ندارد. بسا شعرهای بلندی که متون بسته‌ای بیش نیستند و ای بسا شعرهای کوتاه که ذهن مخاطب را به تقلا و تعامل وا می‌دارد.
مجموعه شعر «آهسته خوانی»، فراخوان جدی گرفتن حرکت شعر کوتاه امروز است.
کسی که به شعر کوتاه نیمایی منزلت ویژه‌ای داد، محمد زهری است که در دهه چهل و پنجاه آغازگر راه جدیدی در این عرصه بود.
شعر کوتاهی که من در دو دهه گذشته به دنبال ‌آن بوده‌ام، شعری است که از گذشته تاریخی خود بی‌خبر نیست و به شگردها و شیوه‌های شعر کوتاه ایرانی بالاخص رباعی توجه خاص دارد.
کتاب «هایکو» احمد شاملو و پاشایی که در آغاز دهه شصت انتشار یافت، با آن ترجمه خوشخوان و شاعرانه و موجز، به شیوع و رسوخ هایکو در ذهن شاعران و خوانندگان ایرانی بسیار کمک کرد.
تولیدات یک‌دست و فابریکی که صنعت جهانی هایکو دارد عرضه می‌کند، عرصه را برای شعرهای کوتاه متفاوت و متنوع تنگ کرده است.
دستورالعمل‌های هایکو به مخاطبان جهانی هایکو،  احساس شاعر بودن را که خیلی از جوانان بدان نیاز کاذب دارند، بدون مشقت خاصی  عطا می‌کند.
پیشینه شعر کوتاه مکتوب در ادب فارسی به حدود هزار سال می‌رسد.
داشته‌های فرهنگی ما، امکاناتی برای ما به ارمغان آورده که در اختیار دیگران نیست. ما با ریشه‌هایمان زنده‌ایم. و متأسفانه کمتر سراغ این سرچشمه‌ها و آبشخورها رفته‌ایم.
در مناطق بلوچستان و رودبار (جنوب کرمان)، نوعی شعر مردمی وجود دارد که به «لیکو» مشهور است. لیکو، شعری کوتاه دو سطری است که آن را می‌توان کوتاه‌ترین شعر جهان نامید.
«آهسته خوانی» هم به پیشینه شعر کوتاه فارسی نظر دارد و هم به دستاوردهای شعر نوین فارسی بی توجه نیست.


فایل Pdf گفتگو را از اینجا دریافت کنید.

 





کلمات کلیدی :درباره شعر کوتاه و کلمات کلیدی :گفتگو

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٢/٤/٢۱


و تا بعد، باران
و تا بعد این بعد، باران...
بیا در جهانی پُر از بعد
به فعلاً بیـندیـش
به اندازه پرده را باز کردن
و تابیـدن نور خورشیـد بر فـرش
همیـن قـدر کوچک
همـین قـدر روشـن.
::

وقتی که نیستی
حس می‌کنم که پنجره، دیوار دیگری است
حس می‌کنم که مزهء باران، عوض شده ست.
::

و از آرامش این قـبـر
                     همین فهمیدم
که به مُـردن حتا
می‌توان عادت کرد.
::

آنکه فکر می‌کنی بدون او
هیچ گاه
روزهای بعدی‌ات نمی‌رسد ز راه
ناگهان
ماضی بعید می‌شود.
::

و ایزد نگهدارتان باد
                ای چشم‌هایش!
::

بیایـم
در آرامشت پا بگیرم
و در ابرهای لطیفی که داری
بباری و معنا بگیرم.
بیایی...

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢۱
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٢/٤/۱۱

 

کابوس‌ها
محصول بیداری است

وقتی که جدی می‌شود هر چیز
وقتی خرید خانه رؤیایی‌ترین حرف است
وقتی برای درک باران وقت کم داریم
وقتی سر آیینه‌ها را شیره می‌مالیم
وقتی سلام ساده هم گیر هزاران شرط بی‌ربط است.

کابوس‌ها
فرزند ذهن ماست.

 

فروردین 92





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱۱
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٢/٤/٩


اشاره. مطالب سلسله‌واری که از این به بعد با نام کلی «به همین کوتاهی» در این وبلاگ عرضه می‌شود، گلچینی است از گونه‌های مختلف شعر کوتاه امروز که از آثار منتشر شده طی یکی دو سال اخیر برخواهیم گزید. اقبال شاعران به شعر کوتاه چیزی نیست که احتیاج به اقامه دلایل متعدد داشته باشد. در کتابخانه من، حجم کتاب‌های مستقل شعر کوتاه (در شاخه‌های کلاسیک و مدرن) افزایش قابل توجهی یافته است و سعی می‌کنم ضمن معرفی مختصر این کتاب‌ها، ولو در حد درج اطلاعات کتاب‌شناختی این آثار، بهترین‌ شعرهای آنها را از دید خودم و در قیاس با شعرهای یک شاعر نه جریان کلی شعر کوتاه امروز، گزینش کنم. کتاب‌هایی که اینجا معرفی می‌شود فاقد هرگونه آداب و ترتیب خاصی است. و از ترجمه شعرهای کوتاه خارجی هم در حد مقدور یادی خواهیم کرد.
..

انگور در رگ‌های شعر. دفتر دوبیتی، حسین میدری (شهراد)، تهران، فصل پنجم، 1390، 104 ص
..
چه سوز ممتدی در پیش داریم
گمان و شایدی در پیش داریم
لبت را بر لبم بگذار بانو!
زمستان بدی در پیش داریم
.
چه زرد روشن باز قشنگی
چه پرهای پر از ناز قشنگی
قناری در قفس هی گریه می‌کرد
تو می‌گفتی: چه آواز قشنگی!
.
به سمت دورهای دور می‌برد
به قرن چندم انگور می‌برد
قطاری می‌گذشت از چشم‌هایت
مرا با خود به نیشابور می‌برد
.
چه طرحی با کدامین رنگ آیا
شکستن با کدام آهنگ آیا
دل کودک، و یا بال پرنده؟
چه تصمیمی بگیرد سنگ آیا!
.
جهانی غرق در ناباوری بود
زبان مادری، نامادری بود
یکی نانش کپک بسته، یکی هم
به فکر قرص‌های لاغری بود
.
فقط حدسی، فقط وهمی مترسک
چه بی احساس و بی‌رحمی مترسک
هزاران سفره گنجشک خالی است
چرا چیزی نمی‌فهمی مترسک؟
.
به غیر از تو درین اطلس که باشد؟
پناه لحظه‌های گس که باشد؟
بگردم دور چشمان قشنگت
تو در فکرم نباشی، پس که باشد؟
.
به حلقوم و فشارش فکر می‌کرد
به اسم مستعارش فکر می‌کرد
طناب، از تاب‌بازی خسته بود و
به نقش روی دارش فکر می‌کرد
.
کنارم چند برگ توت بگذار
دو پلکم را به هم مبهوت بگذار
میان سینه‌ام چیزی شکسته
مرا آرام در تابوت بگذار
.
زمین از یاد خواهد برد ما را
پر از بیداد خواهد برد ما را
تو باید گیسوانت را ببافی
وگرنه باد خواهد برد ما را
.
هوا معمولی و... نم نم نمی‌زد
دلی از مهربانی دم نمی‌زد
جنازه... گربه‌ای توی خیابان
کسی یک نیش ترمز هم نمی‌زد
.
جهان محو نگاه توست بانو
حسود قرص ماه توست بانو
مهم دلتنگی شب‌های من نیست
مهم چشم سیاه توست بانو!
..
در حیات دوباره دوبیتی امروز، علاوه بر حبیب نظاری، دوبیتی‌های حسین میدری هم نقش ارزنده‌ای دارند. با اینکه دوبیتی انرژی اصلی خود را از عاطفه شاعر و مخاطب می‌گیرد و وجه عاطفی آن پررنگ‌ترین عامل شعریت آن است، اما در دوبیتی‌های میدری، ما با عناصر و عوامل جدید تصویری هم سر و کار داریم که در دوبیتی دیروز نقش زیادی نداشتند. در کنار، طبیعت‌گرایی ذاتی دوبیتی، ما با تصاویر و اصطلاحات مربوط به جهان امروز شهری نیز در شعرهای میدری سر و کار داریم: مانکن، پارک، دیالوگ، اسکلت، مونالیزا، موزه و فسیل، کنسرت، آمبولانس، قهوه، آیفون، ادیسون، اعتصاب، ترمز، پیام تسلیت، شمارش معکوس، کما، کرم ضد آفتاب، نشتی گاز، نیمکت، پوستر شاملو، زنگ زدن، ساک، رفتگر، تیراژ، جعبه سیاه، کالسکه، کارگردان، زیر سیگاری، پاپ، بلیت، مشق و کلاس، لوستر، سلول انفرادی، شوک، اردوگاه کار اجباری. که نشان از تلاش شاعر برای خلق فضای جدید در این قالب کهن دارد. اگرچه گاهی این کلمات در شعر خوب جا نیفتاده‌اند و آن را در عین جدیت موضوع، به سمت طنز برده‌اند.و البته، گاهی ناکاستی‌هایی در پردازش شعرها به چشم می‌خورد که مجال طرح آنها در اینجا نیست.

 





کلمات کلیدی :به همین کوتاهی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٩
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٢/٤/۳

نمایشگاه کتاب ناشران، رفسنجان، 4 تا 11 تیر ماه، غرفه نشر سورمه

آثار من در نشر نون





کلمات کلیدی :کتابهای من

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٢/٤/۱


از تمام این ضمایر
                    بی تو کاری بر نمی‌آید
اسم‌ها، جسمند
هرچه خواهد باش

من «تو» می‌خواهم.
::

جایی ندارم و
جایی نمی‌روم
و مقصد تمام سفرهای من تویی.
::

و چشم‌هایت چیست؟
زیباترین متنی که باید خواند
شیرین‌ترین حرفی که باید گفت.
::

خواب‌هایم :
نصفه نیمه
حرف‌هایم :
بی سر و تـه
و فقط این وسط :
بوسه‌های تو بی نقص
خنـده‌هـای تو کامـل.
::

تو با جای خالیت
جهان را گرفتار این بهت
و این بهت را سر به دامان دلتنگی من..
::

سنگ‌ها می‌دانند
چیست معنای نباریدن ابر.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱
    لینک مطلب   نظر شما ()