۱۳٩٠/۳/۳۱

 

به باران بگو بیش ازین‌ها ببارد

و باران مگر چیست؟

سلام تو وقتی که در می‌گشایی

صدای تو وقتی که از شوق خیس است.





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۳/٢٩

 

با درختان صبح را آغاز...

با سپیدار و چنار و بید

باد را می‌خوانم از صحرا

نور را می‌گیرم از خورشید

سایبانی تازه تقدیم تو خواهم کرد.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۳/٢٤

 

( آسمان در دست تعمیر است.

در ازای نور، دست‌های تشنه‌ای دارم.

حال دریا بر لب ساحل: گاه فریادست، گاه موسیقی.

آتشی در چشم‌هایت بود.

در دلم دارد کسی دیوار می‌چیند.

باز باران رسم و راهش را، می‌رساند تا نگاه من.

خواب می‌خواهم. خواب بر زانوی تنهایی.

خواب‌ها را خواب می‌خواهم. )

..

این پرانتز هم به پایان می‌رسد با تو.

 





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۳/۱٧

 

خاک از خورشید

ابر از دریا

جنگل از باران

دست من از تو...

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٧
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۳/۱٢

 

ابوالحسن نجفی در کتاب «غلط ننویسیم» یکی از غلط‌های رایجی را که در سال‌های اخیر باب شده، بخصوص در صدا و سیما؛ جابجایی «را»ء (علامت مفعول بی‌واسطه) در جملات مرکب می‌داند (ص 204-206). بدین ترتیب که نویسندگان امروزی در جملاتی که مرکب از دو جز پایه و پیرو است، «را»ء مفعول بی‌واسطه را بجای آنکه بلافاصله بعد از مفعول جمله پایه بیاورند، بعد از فعل جمله پیرو می‌آورند. مثلاً به جای آنکه بگویند:

-          پارسایی را که زخم پلنگ داشت دیدم (گلستان سعدی)

می‌گویند:

-          پارسایی که زخم پلنگ داشت را دیدم.

این غلط در اخبار صدا و سیما زیاد اتفاق می‌افتد و شاید از آنجا در ذهن و ضمیر مردم نا آشنا به مبانی دستور زبان فارسی رسوخ پیدا کرده است. متأسفانه این غلط در اشعار شاعران جوان امروز نیز دیده می‌شود و نشان می‌دهد ضمیر ‌آنها دارد با این غلط خو می‌کند. خانم پانته‌آ صفایی که از غزلسرایان خوب این روزگار است و چندین غزل ناب از ایشان در خاطر بسیاری از علاقه‌مندان هست؛ در مجموعه شعر «از ماه تا ماهی» (فصل پنجم، 1389) در غزل سیزده آورده است:

آن قدر نزدیکی به من، آن قدر نزدیکی

که می‌پذیرم این که از من بگذری را هم

 

نحو آشفته این بیت، که متأثر از سیطره قافیه و آسانگیری شاعر در جمله‌بندی است، شاید خواننده جدی را نیز از خطای صورت گرفته در آن غافل کند. صورت صحیح جمله این است: آن قدر به من نزدیکی که این {نکته} را که از من بگذری نیز می‌پذیرم. در غزل چهل و سوم ایشان نیز عین همین اشتباه تکرار شده است:

حالا دو باره اصفهان آبستن است ای عشق

تندیس زیبایی که از من می‌تراشی را

 

که درستش چنین است: تندیس زیبایی را که از من می‌تراشی. اما قرار گرفتن حرف «را» در محل ردیف شعر، شاعر را مجبور به اجرای نادرست کلمات کرده است.

اینکه می گویم این غلط از طریق رسانه‌ها در ذهن و ضمیر مردم و – متأسفانه  شاعران- رسوخ کرده، از آن روست که در شعرهای سپید هم که الزام وزن و قافیه وجود ندارد، این خطا دیده می‌شود. در دو مجموعه شعر از شاعر جوان و توانا آقای مجید سعدآبادی که شخصاً بسیاری از شعرهایش را می‌پسندم نیز این عیب به چشم می‌خورد. در مجموعه شعر «سربازی با گلوله برفی» (فصل پنجم، چاپ دوم، 1389) که پر از لحظات ناب شاعرانه است، در شعر چهاردهم می‌خوانیم:

دوباره فوت می‌کنم

بادبانی که خیس خورده را

ملوانی که به بچه‌هایش قول داده بود را

 

در دو سطر آخر «را» می‌بایست بعد از بادبانی و ملوانی قرار می‌گرفت.

در دیگر مجموعه شعر مجید سعدآبادی نیز این اشتباه فاحش تکرار شده است. در شعر 35 از مجموعه «دالان حاج مختار پلاک 9» (هنر رسانه اردیبهشت، چاپ دوم، 1388) آمده است:

این روستا قانون دارد

و باران‌هایی که از ابرهای همسایه

دزدی کرده‌اند را

در اولین رودخانه

به روستای بعدی تبعید می‌کند.

 

که صورت درست جمله چنین است: و بارانهایی را که از ابرهای همسایه دزدی کرده‌اند. در همه این موارد، موسیقی بیرونی و درونی اشعار حاکی از آن است که این غلط چنان در ذهن شاعران جوان جاگیر شده، که ناخودآگاه نظم کلمات را بر مبنای غلط رایج شکل می‌دهند و آن را صورت طبیعی گفتار می‌شمارند. این یادداشت، نوعی اخطار برای جلوگیری از شیوع این خطا و حفظ سلامت زبان به عنوان رکن اساسی شعر است، نه مچ‌گیری از شاعرانی که شعرشان را دوست می‌دارم.

 





کلمات کلیدی :یادداشتها

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٢
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۳/۱۱

 

نقاشی لبهای تو: ماهی

نقاشی انگشت من: قایق؛

و دفتر نقاشی ما موج در موج است.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۱
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۳/۱٠

 

این سیب تا پایین نیفتد

آدم نخواهم شد

من ول کن پیراهن باغ  تو هرگز...

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٠
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۳/٩

 

عکس تو

دست از سر من بر نمی‌دارد

عکس تو

بر عکس دست تو...





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٩
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۳/٧

 

عکس‌هایی هستند

که گریبان ترا می‌گیرند

عکس‌هایی هستند

که ترا یاد کسی، چیزی، حسّی، حرفی...

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۳/٥

 

همان‌قدر آبی

همان‌قدر آغوش...

ببین آسمان را که گویی

به تن کرده پیراهنت را.

..

 

خنجری در چشم‌هایش بود

کاش می‌شد از لبانش..

                        از لبانش آه!

..

 

وقتی که از هم بوسه می‌گیریم

خون جدیدی در رگ ذرّات

حس قشنگی در دل اشیاء.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥
    لینک مطلب   نظر شما ()