۱۳٩٠/۱/٢٤

 

خشت روی خشت

لحظه‌ها دیوار

دست روی دست

بوسه‌ها بی‌کار.

..

 

زیباست

روحی که حاصل‌خیز و بارانی است

روحی که یک معنی آن دریاست.

..

 

قفل قفلم

با لبانی که زنگار

بوسه‌های تو استاد وا کردن قفل.

..

 

در پیشواز تو

گل می‌کند نسیم

قد می‌کشد بهار.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۱/۱۸

 

باران: اندوه جاری در نگاه من.

ویرانه می‌آیم، از چشم‌های تو.

مثل حبابی بر سر دریا، از خویش خالی می‌شوم در تو.

راحت بخواب ای ماه! من تا حدود مرگ بیدارم.

گرد و غبارت را، دستی نبود از من بیفشاند.

خمیازه‌های صبح: یادآور آغوش تنهایی است.

بشقاب‌ها خالی. چنگال‌هایت از نگاه من چه‌ می‌خواهند؟

بیداری‌ام کابوس. خوابیدنم رؤیا.

از عنکبوت آهسته‌تر آمد: بوی نوازش در کلامش نه.

تُنگ ترک خورده: رقصیدن محزون یک ماهی.

دریا سخن می‌گفت، و واژه‌هایم موج بر می‌داشت.

تشخیص غم از درد: با دست‌های تو نمی‌دانم چه باید کرد؟

متروک متروکم: تاریکی افتاده زیر تخت.

گرداب در گرداب: در خود فرو رفتن.

اینجا دهانی نیست، تا هادر اندوه من باشد.

در پنجه دریا نمی‌گنجد: این لاکپشت پیر.

وا می‌شوی در من. آیینه از فرط تو می‌میرد.

سر رشته‌ات باران، اما سرشت من سراسر ریگ.

آرام پایین می‌شوم از شعر. با درد می‌باید کنار آمد.

 

 

هادر (Hader): مراقب (در گویش مردم کرمان)

 

 

..

آنات با شعرها و نوشته‌های جدید به‌روز شده است.

 





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱۸
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۱/۱٥

 

رفتی و با خود

بوی باران را ازین دیوارها بردی

تشنگی اکنون

لحظه‌های خسته‌ای دارد

امتداد چشم‌هایم را

هیچ ابر دلپذیری پر نخواهد کرد

رفتی و ما را

غیر دلتنگی، کسی چیزی...

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٥
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۱/۱۱

 

می‌نشینم لبه حوض و ترا می‌پایم:

بوسه‌هایت سرخ است

اشک‌هایت آبی

گونه‌هایت وسط آب و عطش حیران است.

 

رنگ موهای تو بر عکس خیالات جمیع شعرا

شب ظلمانی نیست

ظهر تابستان است.

 

تو زبان لب خاموش مرا می‌دانی

لهجهء بوسه تو خیس‌تر از باران است.

 

می‌نشینم لبه حوض و ترا می‌پایم:

پشت این پلک که وا می‌کنی و

                                    می‌بندی

داستان‌های عجیبی داری

دوست دارم که بخوانم بازت

دوست دارم که ببینم این بار

در نگاه تو چه افسانهء پر جاذبه‌ای پنهان است.

 

7/12/89

 

 

..

یادداشتی از می‌وانه در مورد این شعر: خوانش یک بازخوانی

 





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱۱
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۱/٩

 

از تو بارانی شدن عشق است

از لبانت موج و موسیقی

از صدایت عطر و ابریشم

بوی فروردین عبارت از نگاه توست.

 

می‌وزی بر من

ناگهان سر می‌روم از تو.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٩
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۱/٧

 

جغرافیای روح من

            صحرای آفریقاست

ٱن‌قدر وسعت دارد اندوهم

            که اقیانوس هم انگاری آرامم نخواهد کرد

من دارم از قحطی چشمان تو می‌آیم

باید نگاهت را

در تک تک سلول‌های من بگردانی

لب‌های من از گفتن باران

قانع نخواهد شد

من از وفور آبی‌ات آرام می‌گیرم

امشب مرا لبریز کن از عشق

امشب مرا سیراب کن از خود.

 

8/12/89

 

 





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٧
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۱/٤

دلتنگم از این قاب‌های مضحک بی روح

لبخندهای خشک

احوال‌پرسی‌های معمولی.

چشمان من

تصویری از جنس تو می‌خواهد.





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٤
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٠/۱/۳

 

تا کی

در شعرهای من

به‌دنبال خودت هستی؟

یک‌بار هم

در شعرهای من

                        به دنبال خود من باش.

لطفاً مرا آهسته خوانی کن!

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳
    لینک مطلب   نظر شما ()