۱۳۸٩/٥/٢۸

 

تا سقف خانه‌ام

ابرست روی هم

باران، کنار دست من

اینجا نشسته است

از واژه‌های مِه زده امشب لبالبم.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٥:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۸
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٩/٥/٢٥

 

دلتنگ دلتنگم

آن عکس‌هایی را که

                        هرگز در کنار هم...

..

 

و چند سال بعد

می‌آیم آن آیینه را ... آیا

از خاطراتم هیچ چیزی مانده در ذهنش؟

..

 

دندان مصنوعی

یادش نمی‌آید

از بوسه‌های آتشین ما.

 





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٥
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٩/٥/٢۱

 

ای دوست!

این ابر را از دوش من بردار

بارانی‌ام بسیار.

 

<

دیر می‌شود دستم

پیر می‌شود چشمم

بی نگاه تو آهم

بی صدای تو آهن.

 

<

خستگی

            دست از نگاهم بر نمی‌دارد

نوبت افسونگری چشم‌های توست.

 

<

در وسع ماه نیست

آیینه‌ات شدن.

 

<

کلماتی داری

که در آن

     معنی باران متبلور شده است.

 

<

من تو ام

می‌رسد به آتش تو پرتو ام.

 

<

در آفتاب غرقه شدن

در‌آب سوختن

عشق است عشق

هرچه بگوید همان شود.

 

<

شاخه‌ها را می‌تکاند باد

ماه می‌ریزد.

 

<

مثل این دیوارهای رنگ و رو رفته

آن قدر این روزها دلتنگ بارانم

کز نگاهم آبروداری نمی‌آید.

 

 

پ.ن «سوختن در آب، غرق شدن در آتش» نام کتابی است از چارلز بوکوفسکی که با ترجمه پیمان خاکسار منتشر شده است





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۱
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٩/٥/۱٥

 

باختن، سخت است

خاصه وقتی

پای «دل» هم در میان باشد.

..

 

داشتی لیوان چای‌ات را

توی گـلدان، شیبه٭ می‌کردی

پرده را بستم:

شاخه‌های خشک نیلوفر

در حیاط بی در و پیکر.

..

 

ـ هیچ چیزی نیست!

اشک گاهی بازی‌اش می‌گیرد و

                                    یک‌دفعه می‌ریزد.

(ابر نجوا می‌کند با باد)

باد، بغضـش را

می‌رود تا در نی چوپان بر انگیزد.

..

 

احتمالاً بوی تنهایی است

اینکه هرجا می‌روم

                        در جیب‌هایم هست.

..

 

روی بازویت

می‌نویسم: دوستت دارم

در کمد مانده‌ست

سال‌های سال خودکارم.

 

 

 

 

٭ شیبه کردن: خالی کردن.





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٥
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٩/٥/۱۱

 

جغرافیای من

آن هندوانه‌ای است

                        که ترکیده در خودش

یک میوه رسیده که با خویش دشمن است.

 

جغرافیای من

در کهکشان رنج شبی غلت خورده است

افتاده روی خاک

هر پاره‌اش نشانه یک درد مزمن است.

 

جغرافیای من

توپی است دربدر

بازیکنان لنگ

او را همیشه

                از سر خود باز کرده‌اند

این خواجگان

گواهی بدبختی من است.

 

جغرافیای من

با صدهزار زلزله هر روز روبروست

تاریخ کهنه‌اش

از لرزه‌های سهم، ترک خورده بارها

اما دوباره‌

بوی بهارش به دامن است.

 





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۱
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٩/٥/۱

 

خبر مرگ دردناک کاظم برگ‌نیسی، مترجم و پژوهشگر، برای من بسیار غیر منتظره بود؛ با اینکه او را از نزدیک ندیده بودم و با او هیچ نشست و برخاست و مراوده‌ای نداشتم. دیدارهای من با او در کتاب‌هایش بود: ترجمه‌های درخشان او از اشعار و نوشته‌های ادونیس ـ شاعر معاصر عرب ـ و سه چهار کتابی که انتشار فکر روز ازو چاپ کرد و خوانشی دقیق بود از آثار حافظ و خیام و سعدی و مولوی. در این مجموعه، کتاب «حکیم عمر خیام و رباعیات» (تهران، فکر روز، اسفند 1383) به‌راستی پژوهشی یگانه و جامع در مورد خیام، زندگی، آثار و رباعیات اوست. این اثر، یک حرکت رو به جلو در عرصه خموده و رخوت آلود خیام پژوهی به‌شمار می‌رود. اما به دلیل نحوه عرضه آن، جایگاه و اهمیت آن درست شناخته نشد.

کتاب را انتشارات فکر روز به عادت معهود خود در شمایلی بسیار آراسته و در گونه کتاب‌های مذهّب و نفیس به چاپ رساند. با مینیاتورهای اردشیر مجرد تاکستانی و به خط نه چندان استادانه عباس صدیق، بر روی کاغذ گلاسه و با قابی زیبا. این همه ظاهر آرایی و زیور آلات، کتاب را از دسترس خوانندگان راستین چنین اثری دور داشت و آن را زینت کتابخانه‌ها کرد، برای نخواندن. و لاجرم، محتوای دقیق و عمیق و سرشار از نکات تازه و کشف‌ و شهودهای وجدآور و استدلال‌های دلنشین و ارجاعات گسترده به منابع دست اول مغفول ماند و ندیدم کسی به معرفی آن برخاسته باشد و یا حتی در پژوهش‌های خود بدان ارجاعی داده باشد.

کتاب «حکیم عمر خیام و رباعیات»، 176 صفحه مقدمه دارد، 50 صفحه دیگر آن به نقل رباعیات برگزیده خیام و شرح و توضیح رباعیات اختصاص دارد. و در انتهای کتاب نیز ترجمه رباعیات خیام به قلم فیتزجرالد و برگردان فارسی آن به قلم برگ‌نیسی گنجانده شده است. در لابلای صفحات کتاب نیز بویژه در دو بخش پایانی آن، مینیاتورهایی چنانکه افتد و دانی، قرار داده‌اند که به رغم چیره دستی استاد تاکستانی، همگی برای چنین کتابی، آفتی هستند اساسی.

مهمترین بخش کتاب، مقدمه آن است. برگ‌نیسی ضمن آنکه همه منابع موجود را برای نگارش مقدمه دیده و بر رسیده، برخلاف 90 درصد پژوهشگرانی که نگارش‌های متقدمین را سندی مسلّم می‌انگارند، در محتوای یک یک آنها دقیق شده و آنها را با اسناد و قراین تاریخی و عقلی مورد نقد و داوری منصفانه قرار داده و غث و سمین و درست و نادرست آنها را مشخص کرده است. احاطه و اشراف برگ‌نیسی بر منابع عصری و نحوه سامان دادن مباحث کتاب، واقعاً غبطه برانگیز است. به گفته مؤلف در مقدمه کتاب، یادداشت‌های او دو سه برابر متن چاپی بوده و به علت محدودیت صفحات، از درج بسیاری از آنها چشم‌پوشی کرده است. کاش اهل همتی پیدا شود و مقدمه کتاب حاضر را به همراه یادداشت‌های منتشر نشده، در کتاب جداگانه به اهل تحقیق عرضه کند. قصد این نوشته، معرفی کتاب نبود. غرض یادکرد مؤلف درگذشته آن بود که باور مرگش هنوز هم برای من دشوار است.

 





کلمات کلیدی :یادداشتها

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱
    لینک مطلب   نظر شما ()