۱۳۸٩/۱٢/٢٩

 

چند ساعت مانده تا آغاز فروردین

سخت مشتاقم

      که این تقویم‌ها کی می‌شود تعطیل؟

در بهار و بوسه می‌خواهم رها باشم.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٩
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٩/۱٢/٢٧

 

همیشه جمعه حسی دارد که میل به نوشتن را در آدم بر می‌انگیزد. بعضی از دردناک‌ترین شعرهای من، در جمعه‌ اتفاق افتاده است. و این جمعه آخر 89، حسی دارد آن‌چنان‌که گویی همه مسافرها، ایستگاه دل آدم را ترک کرده‌‌اند. لخت و خلوت. مثل مترویی متروک در عمق زمین. دلم می‌خواهد در این یکی دو روز باقی‌مانده، مروری کوتاه بر کارنامه خودم داشته باشم. شاید بوی خودخواهی هم بدهد. ولی بعداً به‌دردم می‌خورد. این دو هفته، به دلیل کمر درد نتوانستم دور و بر کامپیوتر بروم. علت فاصله افتادن بین دو یادداشت همین بود.

 

 

< آنات و‌ آنان

به همت شبانه‌روزی جلیل صفربیگی عزیز، سایت آنات راه افتاده است. آنات قصد دارد به صورت تخصصی به شعر کوتاه ایران و جهان بپردازد و در شماره نخست، در جلب مشارکت فعالین این حوزه بسیار موفق بوده است. به نظر من، این سایت در آینده مرجع مهمی برای شعر کوتاه امروز ما خواهد شد. همزمان با راه‌اندازی آنات، جشنواره شعر و داستان کوتاه «آن» هم اعلام موجودیت کرد. بانی این جشنواره حوزه هنری کرمان است، اما رویکردی کشوری دارد. خوشحالم که نقش کوچکی در این دو جریان دارم.

 

® دو رویداد مهم در عرصه شعر کوتاه

® بازتاب آنات در ادب و هنر روزنامه اطلاعات

 

 

< واژه‌ها مسافرند

بخش عمده شعرهای وبلاگ اسپریچو را شعرهای کوتاه آن تشکیل می‌دهد. این را از بخش موضوعی وبلاگ هم می‌توان دانست. در سال 89، حدود 300 شعر کوتاه نوشتم که نیمی از آنها در این وبلاگ جای گرفته است. مابقی، یا ارزش نقل نداشتند و یا محتاج بازنگری بودند. اوایل امسال، دفتری از شعرهای کوتاه سه چهار سال اخیرم را با عنوان «واژه‌ها مسافرند» گرد آوردم و قصد جدی برای چاپ آنها داشتم. حتی در مصاحبه‌ای که با خبرگزاری کتاب داشتم، به چاپ این کتاب اشاره داشتم. اما در میانه راه به این نتیجه رسیدم که بهتر است انتخابم قدری سخت‌گیرانه‌تر باشد. دو نفر از دوستان هم که کتاب را خواندند توصیه کردند به دلیل شباهت فضای تعدادی از شعرهای کوتاه مجموعه، بعضی از آنها را حذف کنم. شعرهای این کتاب، طبیعتاً فاقد اشعار امسال بودند. قصد دارم در تعطیلات نوروزی منتخبی از شعرهای امسال را نیز در آن بگنجانم و برخی از قبلی‌ها را حذف کنم. شاید مجموعه بهتری شد.

 

 

< خواب گنجشک‌ها

دلبستگی من به شعر نیمایی سی ساله شده است. یک‌بار در مصاحبه با مجله شعر گفتم: هنوز از ظرفیت‌های شعر نیمایی بهره‌برداری کامل نشده است و عبور از شعر نیمایی، دلایلی غیر از ناتوانی آن در همگامی با فضای امروز دارد. بعد از کتاب «دارم به ساعت مچی‌ام فکر می‌کنم» که اغلب اشعار آن را شعرهای نیمایی تشکیل می‌داد (تهران، نشر نزدیک، 1386)، کتاب دیگری از شعرهای نیمایی‌ام را به نام «خواب گنجشک‌ها» آماده چاپ کرده‌ام و انشاءالله اردیبهشت ماه آینده در نمایشگاه کتاب عرضه خواهد شد. این کتاب، دربردارنده 54 شعر نیمایی است و ناشر آن، انجمن شاعران ایران است. استاد عزیزم جناب ساعد باقری با دقت و حوصله، اشعار کتاب را خواند و ویرایش کرد و نکات اصلاحی‌اش برای من بسیار آموزنده بود. همه شعرهای کتاب، جز یکی، قبلاً در همین وبلاگ انتشار یافته است.

 

® شعرهای تازه میرافضلی منتشر می‌شود

® «خواب گنجشک‌ها» به ناشر سپرده شد

® شعرهای نیمایی میرافضلی از راه می‌رسد

 

 

< رباعی‌نگاری

یکی از دل‌مشغولی‌های من، پژوهش در حوزه رباعی فارسی است. فروردین ماه امسال مقاله‌ای از من با عنوان «عشق آمدنی بود نه آموختنی» در ویژه‌نامه کتاب همشهری چاپ شد که نقدی بود بر کتاب «رباعی محبوب من» اثر شاعر و نویسنده سرشناس آقای محمد شمس لنگرودی. این نقد، شاید به دلیل صراحتش و شاید هم به خاطر اسم و رسم شمس لنگرودی، به صورت غیر منتظره‌ای مورد توجه قرار گرفت. امسال نهمین کتاب من منتشر شد که به تصحیح «رباعیات فکری مشهدی» اختصاص داشت و کتابخانه مجلس شورای اسلامی آن را چاپ کرد. فکری مشهدی از رباعی‌سرایان قرن دهم هجری است. بلافاصله بعد از چاپ این کتاب، مرکز پژوهش کتابخانه مجلس قرار داد دیگری برای تصحیح «مونس الاحباب» مروارید کرمانی با من بست که با سه ماه کار مستمر آن را آماده کردم و آخر بهمن تحویلش دادم. امیدوارم این کتاب هم در نمایشگاه 90 عرضه شود. مونس الاحباب مجموعه 184 رباعی است که متعلق به میراث فکری و جریان ادبی دوره تیموری است.

اوایل تابستان امسال، محمدکاظم کاظمی پیشنهاد داد در مجموعه 100 تایی‌های نشر سپیده‌باوران مشهد، 100 رباعی امروز را در بیاورم. انتخاب صد رباعی از دست‌آورد سی ساله رباعی بعد از انقلاب کار بسیار دشواری بود و وفاداری به عدد صد باعث شد که اجباراً از بعضی رباعیات خوب این دوران چشم پوشی کنم. کتاب تحویل ناشر شده و شاید به نمایشگاه کتاب برسد.

 

® حاشیه‌نگاری بر کتاب «رباعی محبوب من»

® رباعیات فکری مشهدی منتشر شد

® مونس الاحباب مروارید کرمانی منتشر می‌شود

 

 

< رباعیات نویافته سنایی

حدود دو سال پیش با دکتر شفیعی کدکنی در مورد تصحیح دوباره و جداگانه رباعیات سنایی غزنوی صحبت کردم. ایشان با این کار موافق بودند و آن را ضروری می‌دانستند. از همان زمان کار گردآوری و بررسی نسخه‌های خطی دیوان سنایی را شروع کردم و بعد از بازبینی حدود 30 نسخه، هشت دستنویس را به عنوان منابع اصلی و حدود 20 دستنویس یا کتاب چاپی را به عنوان منبع کمکی برگزیدم. حاصل کار، دستیابی به 200 رباعی نویافته از سنایی بود که خبر آن در سایت‌ها و بعضی روزنامه‌ها منتشر شد. سفر سال گذشته دکتر شفیعی کدکنی به آمریکا، مرا در این کار سست کرد. چون معتقدم این کار بدون اشراف ایشان، کار ناقصی خواهد بود. خوشبختانه ایشان به کشور باز گشتند و تصمیم دارم سال آینده کار را به اتمام برسانم. یک ماه پیش به اتفاق بعضی از دوستان شاعر به محضر دکتر شفیعی کدکنی رسیدیم. ایشان سراغ رباعیات سنایی را گرفتند و قول دادم نسخه اولیه را در اولین فرصت به نظر ایشان برسانم. نشانی دو سه نسخه دیگر را نیز در فهرست‌ها یافته‌ام و بعد از تعطیلات به سراغ آنها خواهم رفت. امیدوارم نسخه‌های تازه بتواند بعضی از ابهامات متن را برطرف کند.

 

®  - 200 رباعی نویافته از سنایی غزنوی

®  - 205 رباعی جدید از سنایی کشف شد!

 

 

< یاد بعضی نفرات

هفته پیش استاد ایرج افشار دار فانی را وداع گفت. او در حوزه ایران‌شناسی یک‌تنه کاری کرده است که چندین مؤسسه پژوهشی از انجام‌ آن عاجزند. مرحوم افشار در راهنمایی جویندگان گشاده دست بود و بی چشم‌داشت. شیرین‌تر خاطره من از ایشان، دیدار غیر منتظره با آن مرحوم و دکتر شفیعی کدکنی در هتل جهانگردی اردکان بود در نوروز 87. وی چندین نوبت مرا در دسترسی به منابع کمیاب یاری کرد. روانش در بهشت مینو شادمان باد! امسال بزرگان زیادی درگذشتند که مارک اسموژنسکی، کاظم برگ‌نیسی و رحیم رضا زاده ملک از جمله آنها بودند. در مورد ایشان، پیش ازین در همین وبلاگ یادداشت‌هایی نگاشته‌ام.

 

® تحشیه‌ای بر مرگ کاظم برگ‌نیسی

® درگذشت رحیم رضا زاده ملک

® یادی از مارک اسموژنسکی

 

 

< دو شعر کوتاه بهاری

رنگ‌ها بوی ترا دارند:

دکمه پیراهنت آبی است

سبز، حس دست‌های توست

بوسه‌هایت ماهی سرخ است

باغ رنگینی است

خواب‌های من که از بوی تو سرشارند.

..

 

بهار چیست

بجز عشق، آشتی، لبخند؟

به احترام بهار

سلام را باید

شکفته‌تر از گل...

نگاه را باید

زلال‌تـر از آب...

 

® چند شعر کوتاه بهاری از من در سایت فیروزه

 

 

 





کلمات کلیدی :یادداشتها و کلمات کلیدی :کتابهای من

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٧
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٩/۱٢/٩

 

دست‌های تشنه‌ام، باران

گام‌های خسته‌ام، همراه

پلک‌هایم، خواب می‌خواهد

خواب‌هایم، ماه.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٩/۱٢/٦

 

مجموعه رباعیات خواجه عبدالله مروارید کرمانی، از شاعران دوره تیموری، موسوم به «مونس الاحباب» با تصحیح سید علی میرافضلی به‌زودی توسط مرکز پژوهش کتابخانه مجلس شورای اسلامی منتشر خواهد شد.

«مونس الاحباب» در بردارنده 184 رباعی در موضوعات مختلف است که خواجه شهاب‌الدین عبدالله صدر مروارید متخلص به «بیانی کرمانی» آنها را در فاصله سال‌های 911 تا 913 هجری گرد آورده و به ابن حسین میرزا فرزند سلطان حسین بایقرا تقدیم کرده است.

مروارید کرمانی یک شخصیت چند وجهی است که مدتی منشی سلطان حسین بایقرا و چندی وزیر او بود و علاوه بر سمت‌های دیوانی، در نواختن ساز قانون تبحّر خاصی داشت و در فن «صوت بستن» و به اصطلاح امروزی آهنگ‌سازی ماهر بود و بعضی تصنیف‌های ساختۀ او، در خراسان آن روزگار شهرت بسیار یافته بود.

وی خوشنویس زبردستی نیز بود و هفت قلم را به استادی می‌نوشت و نمونه خطوط تعلیق او در مرقع نفیسی که به فرمان شاه طهماسب صفوی فراهم آمده و به سلطان مراد سوم هدیه شده، موجود است. این مرقع هم اکنون در کتابخانه دانشگاه استانبول ترکیه نگهداری می‌شود.

مروارید کرمانی از جمله منشیان نام‌آور دورۀ تیموری است و مجموعه منشات خود را در کتابی که  «شرف‌نامه» نامیده می‌شود، گرد آورده است. «شرف‌نامه» شامل نامه‌ها و مکاتیب و منشورها و احکام و فرمان‌هایی است که از طرف حسین بایقرا و با انشای مروارید کرمانی قلمی شده است، و آنها را پروفسور هانس روبرت رویمر به آلمانی ترجمه و تفسیر کرده و در سال 1951 میلادی در شهر ویسبادن به چاپ رسانده است. این منشات تا یکی دو قرن بعد از مرگ مروارید، به عنوان نمونه نامه‌نگاری دیوانی استفاده آموزشی داشت.

مروارید کرمانی در زمان شاه اسماعیل صفوی مأمور نگارش دو تاریخ منظوم و منثور شد. تاریخ منثور را به اتمام رسانید و تاریخ منظوم با مرگ او ناتمام ماند. متأسفانه از تاریخ منثور او نسخه‌ای شناسایی نشده است، اما زین‌الدین واصفی، تاریخ‌نگار دوره صفوی، از آن مطالبی در کتاب خود به‌نام «بدایع الوقایع» نقل کرده است.

خانه خواجه عبدالله مروارید در هرات محل گرد آمدن شاعران و ادبای معروف خراسان بود و زین‌الدین واصفی شرح دقیق و شیوایی از یکی از مجالس او به دست داده است. در سال 907 هجری فریدون میرزا، دیگر فرزند حسین بایقرا، گروهی از سخن‌شناسان ایران را گرد آورد تا به جمع و تدوین دیوان حافظ بپردازند. این نخستین کوشش در تصحیح و تنقیح اشعار این شاعر بزرگ ایرانی است. سرپرستی این کار را مروارید کرمانی بر عهده داشت و بر نسخۀ فراهم آمده،‌ مقدمه‌ای نگاشت. این نسخه، به اهتمام استاد احمد مجاهد در سلسله انتشارات دانشگاه تهران به چاپ رسیده است (1379).

مروارید کرمانی، در شعر «بیانی» تخلص می‌کرد و «دیوان اشعار» و «مونس الاحباب» از جمله آثار شعری اوست. از دیوان او، دو نسخه در کتابخانه‌های ترکیه و پاکستان موجود است و تا کنون به چاپ نرسیده است. و تصحیح «مونس الاحباب» بر مبنای چهار نسخۀ خطی و کتاب «منشآت سلیمانی» که سال گذشته چاپ شده، به اتمام رسیده و قرار است بهار سال آینده توسط کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی به چاپ برسد.

«مونس الاحباب» از جنبه ارزش ادبی، در ردۀ آثار متوسط جای دارد، اما به لحاظ مطالعات پژوهشی در حوزۀ رباعی فارسی، اثری ارزشمند تلقی می‌شود. هدف مروارید از گردآوری رباعیات خود، استفاده نویسندگان و منشیان از آنها در نامه‌ها و نوشته‌های اداری و عاطفی بوده است و از این جنبه، مورد اقبال مخاطبان در سده‌های بعدی قرار گرفته است. تا آنجا که دبیران دبیرخانۀ شاه سلیمان صفوی، 140 فقره از رباعیات او را در فصل هشتم کتاب «منشآت سلیمانی» گنجانده‌اند.

 29 رباعی از رباعیات مروارید کرمانی، در منابع متأخر (دورۀ قاجار) وارد مجموعه رباعیات ابوسعید ابوالخیر و بابا افضل کاشانی شده و به نام آن دو بزرگ اشتهار یافته است. تا‌ آنجا که شمس لنگرودی شاعر معاصر، در کتاب «رباعی محبوب من» که منتخبی از بهترین رباعیات فارسی است، چهار فقره از رباعیات مروارید را به نام ابوسعید ابوالخیر نشر داده است.

قابل ذکر است خاندان مروارید از خاندان‌های اصیل ایرانی بوده‌اند و پدر خواجه عبدالله به نام خواجه شمس‌الدین محمد صدر مروارید کرمانی، از بزرگان کرمان بود که در اواسط قرن نهم هجری به هرات کوچید و در آنجا به وزارت دو تن از شاهان تیموری ابوسعید بهادر و حسین بایقرا رسید. وی در پایان عمر، تولیت مزار خواجه عبدالله انصاری را بر عهده داشت و در 904 هجری در هرات درگذشت.

عبدالله مروارید در 865 هجری به دنیا آمد و در سن 57 سالگی در ماه رجب 922 هجری از دنیا رفت. پسر او محمد مؤمن مروارید از خوشنویسان بنام قرن دهم است و مدتی تربیت سام میرزا صفوی، فرزند شاه اسماعیل را بر عهده داشت و شاه طهماسب نیز او را به سرپرستی کتابخانۀ سلطنتی گماشت. وی در آن کتابخانه، مرقع عظیمی ترتیب داد که به گفتۀ مرحوم مهدی بیانی، از حیث تنوع خطوط و استقامت و استواری و ملاحت و حُسن سلیقه از کاتبی واحد کم نظیر است. محمد مؤمن مروارید در 947 هجری به هند کوچید و سالی بعد در آن دیار درگذشت.

از نوادگان عبدالله مروارید، احمد و محمد و معظّم میرک صالحی، از رجال دورۀ صفوی بودند و در شعر و انشاء نام برآوردند. خاندان مروارید، تا امروز نیز پابرجاست و مرحوم آیت‌الله حاج شیخ میرزا حسنعلی مروارید، از علمای نامدار مشهد، از فرزندان عبدالله مروارید محسوب می‌شود.

در مقدمه 60 صفحه‌ای «مونس الاحباب»، احوال و آثار مروارید کرمانی به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمایم کتاب نیز حدود 400 بیت از اشعار پراکنده این شاعر، اعم از غزل و قصیده و قطعه و رباعی، از منایع مختلف خطی و چاپی گنجانده شده است. غزل‌های مروارید، دارای موضوعات لطیف عاشقانه است و ابیات وقوعی آن، بیانی کرمانی را در کنار پیشتازان «مکتب وقوع» جای می‌دهد.

 

..

خبر انتشار مونس الاحباب را در سایت خبرگزاری کتاب ایران بخوانید.





کلمات کلیدی :کرمانیات و کلمات کلیدی :مسایل رباعی و کلمات کلیدی :کتابهای من

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٦
    لینک مطلب   نظر شما ()