۱۳۸٩/۱/۳٠

 

چکه می‌کند

آسمان

از لباس تو

باد می‌شود حواس من.

¨

 

با شکوه هرچه بیشتر:

باد

هرچه افتضاح‌تر:

کوچه‌ها.

¨

 

باور به باران داشتن

بهتر که باران داشتن.

¨

 

نام ترا

برای درختان:

گنجشک می‌شوم.

¨

 

دلم تنگ است

نگاهت را؛

بیا تصمیم باران باش.

¨

 

مرا که می‌بینند

تمام آینه‌ها: پیر

تمام پنجره‌ها: ابر...

¨

 

تا رسیدن خودم

چُرت می‌زنم

زودتر بیا.

¨

 

صبح

کج می‌تابد

آفتاب از پس ابر

در افق، کوه خنامان پیداست.

¨

 

و هر صبح

خورشید اصرار دارد

سر از کار پیراهنت در بیارد.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۳٠
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٩/۱/٢٤

 

یادم می‌آید که حدود 25 سال پیش، مرحوم سید حسن حسینی با بهاءالدین خرمشاهی مصاحبه‌ای کرده بود در مورد شخصیت حافظ که متن آن در جُنگ سوره به چاپ رسید. این جُنگ ادبی را حوزه هنری در می‌آورد، پیش از آنکه سید حسن و قیصر از حوزه انشعاب کنند. یکی از محورهای آن مصاحبه، اقتباس و تأثیرپذیری حافظ از شاعران قبل از خود بود. مرحوم حسینی در این معنا تمثیلی آورده بود ازین قرار که حکایت حافظ و شاعران قبل ازو، حکایت آن بزرگی است که یک اسکناس هزار تومانی (آن موقع این مبلغ زیاد بود!) در دست کودکی می‌بیند و چون احتمال می‌دهد آن کودک راه درست مصرف کردن آن اسکناس درشت را نداند، آن را به نفع خود مصادره می‌کند و به مصرف بهتری می‌رساند. این تمثیل، از هر جهت تمثیل زیبایی نیست و بطور غیر مستقیم حافظ را به دزدی از دیگران متهم می‌دارد. اما واقعیت این است که اگر سرچشمه غزلیات حافظ را جستجو کنیم، رد بسیاری از مضامین اشعار او را در دیوان بسیاری از شاعران ریز و درشت می‌توان گرفت. و حتی گاه، همه یا بخشهایی از مصراع‌های حافظ، از اشعار دیگران اخذ و اقتباس شده است و به تعبیر مرحوم حسینی، حافظ آنها را مصادره و تبدیل به احسن کرده است.

در مورد تأثیرپذیری حافظ از شاعران ماقبل او، یکی دو کتاب مستقل و مقالات بی‌شماری به چاپ رسیده و از حدود 27 ـ 28 سال پیش تا امروز، این موضوع یکی از دلمشغولی‌ها و به تعبیر درست‌تر یکی از تفریحات سالم من است! من در همین وبلاگ یکی دو یادداشت در همین موضوع نوشته‌ام. یادداشت امروز من به اقتباس حافظ از یک شاعر گمنام قرن هفتمی اختصاص دارد. این شاعر، مجدالدین ملک محمود تبریزی است که از خاندان معروف ملکان تبریز بر آمد و در جوانی به سال 696 هجری درگذشت. وی از رجال سیاسی عهد ایلخانی به‌شمار می‌رفت و برادر زاده او ابوالمجد تبریزی، نسخه‌ای از دیوانش را در سال 716 هجری در سفینه تبریز کتابت کرده که شامل قصاید، مقطعات، غزلیات و رباعیات اوست.

از جمله غزل‌های ملک محمود، غزل زیر است که ما مطلع و یک بیت آن را نقل می‌کنیم (سفینه تبریز، 496):

دانی که چیست دولت؟ پیوند چون تو یاری

اقبال چیست دیدن؟ روی چو تو نگاری

امروز داد عشرت از نوبهار بستان

سالی دگر که دارد امید نوبهاری.

 

بیت نخست این غزل، یادآور این مطلع معروف حافظ است:

دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن

در کوی او گدایی، بر خسروی گزیدن

 

و از بیت دوم غزل ملک محمود، حافظ مصراع دوم را به‌عینه بر گرفته و در غزلی دیگر از آن خود کرده است:

می بیغش‌ست بشتاب، وقتی خوش‌ست دریاب

سال دگر که دارد امید نوبهاری.

 

این اقتباس نشان می‌دهد که حافظ در دیوان اغلب شعرای قبل از خود، چه مشهور و بنام و چه فراموش و چه گمنام، گشت و گذار دقیق کرده و به تناسب از هر چمن گلی چیده است.

 





کلمات کلیدی :حافظ پژوهی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٤
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٩/۱/۱٤

 

1)

بهار، بوسه توست.

 

2)

دریا

از صبح بارانی است

می‌بوسمت در مه.

 

3) بهار در جیـبت

پُر از شکوفه سیب.

 

4)

تشنه‌اند آهوان

نصفه است ماه.

 

5)

بوی شکوفه‌ها

راز تولد است.

 

6)

پرتقال‌های شسته

بوی آفتاب می‌دهند؛

پیرهن دریده می‌رسد نسیم.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٤
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٩/۱/٩

 

باران و گرد و خاک؛

نوروز

روی پنجره امضا گذاشته‌ست.

::

 

در پارک

باران نوبهاری

وقتی که انتظار نداری.

::

 

هر بار بوی آمدنت

با چشم‌های بره گره‌ می‌خورد:

ـ باران و بوی خون.

::

 

باران نوبهار

راننده‌: حرص بوق زدن دارد

عابر: خیال شعر.

::

 

در کوچه

چرخ کامیون و چاله‌های آب

حال خوش دوچرخه‌سواری را

تکمیل می‌کند.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٩
    لینک مطلب   نظر شما ()