۱۳۸٧/۸/٢٧

 

حال زمین بد است

وقتی که ابر هم

همدست پلک توست.

®

 

در سایه روشنها

شکوهی دارد

این نیلوفر تنها.

®

 

باران

سراسر روی چشم انداز میبارد:

موسیقی رنگین پاییزی.

®

 

عمر لبخند اگر چه کوتاه است

ماه

اما هنوز هم ماه است.

®

 

بی اذن میرسد

کل قرارهای مرا لغو میکند؛

باران و شعر.

®

 

صبح و سلام

پیشکش خندههای تو.

®

 

باران ریشهدار!

با دستهای باغ

خداحافظی نکن.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٧
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٧/۸/۱٧

 

دلم اصطلاحی است مهجور

گره خورده در متنهای قدیمی؛

مرا رو به معنای امروزی عشق وا کن!

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٧
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٧/۸/۱٠

 

اشاره: شماره جدید ماهنامه «شعر» (ش 61: مهر 1387) به موضوع «شعر کوتاه» اختصاص دارد. در این شماره، مقاله‌ای از من با عنوان پیشینۀ شعر کوتاه در زبان فارسی به چاپ رسیده است که متن کامل آن را تقدیم می‌کنم. چاپ این ویژه‌نامه بر مبنای پیشنهاد طرحی است که اردیبهشت ماه امسال برای آقای محدثی خراسانی سردبیر محترم ماهنامه «شعر» فرستادم و مورد تأیید ایشان و همکاران‌شان قرار گرفت. در این شماره، گزیده‌ای از شعر کوتاه امروز با انتخاب من آمده که اذعان می‌کنم که گزیده کاملی نیست و با توجه به فرصت محدود و منابع موجود، نقصانهایی دارد و جای نامهای زیادی در آن خالی است. بنابراین، از نظر من آن گزیده فقط نمایانگر بخشی از تلاشهایی است که در نیم قرن اخیر در مورد شعر کوتاه صورت گرفته است. در پایان این ویژه‌نامه گزیده‌ای از رباعیات فارسی پس از انقلاب درج شده که انتخاب آن به من نسبت یافته است. ضمن تشکر از حسن نیت آقای محدثی، باید بگویم که این انتخاب کار من نیست و نقش من در آن فقط ارسال فایل گزیده رباعیات انقلاب از کتاب «گوشه تماشا»ی خودم بوده و بس. و کار انتخاب را کس دیگری انجام داده است. در این شماره، مصاحبه پر و پیمانی با آقای سیروس نوذری انجام گرفته است که خواندن آن را توصیه می‌کنم. از عباس کیارستمی ممنونم که زمینه آشنایی مرا با نوذری عزیز فراهم کرد. نوذری کتابی در مورد شعر کوتاه امروز زیر چاپ دارد که مطمئنم هم مباحث آن جامع است و هم گزیده آن فراگیر.

..

..

بخشی از مهمترین نمونه‌های شعر قدیم فارسی را شعرهای کوتاه تشکیل می‌دهد. البته در ایران پیش از اسلام، سنّت شفاهی بیش از سنّت کتبی اهمیت داشته و از این رو، آثار اندکی از اشعار پارسی کهن به دست ما رسیده است (رک. تفضلی، ص 312 ؛ اسماعیل پور، ص 118).(1) در اندک نمونه‌های باقی مانده از شعر پیش از اسلام، ما با اشعاری مقفّا و با وزن هجایی ـ و بنا به اعتقاد بعضی پژوهشگران وزن تکیه‌ای ـ مواجهیم (در مورد وزن شعرهای قدیم، رک. طبیب زاده، ص 17).

با آثار پراکندۀ اندکی که از شعر قدیم فارسی بجای مانده است، داوری در مورد ویژگیهای این نوع اشعار بسیار دشوار است و با قاطیت نمیتوان خصوصیات اشعار موجود را به کل آن اشعار ـ که در دست هم نیست ـ تعمیم داد. با این همه، بنا به قراینی که ما را به چگونگی اشعار قدیم فارسی رهنمون میشود، بر این باوریم که شعر کوتاه از قالبهای اصیل و اصلی ایرانی بوده است. از جملة این قراین، نمونههای بجا مانده از اشعار قدیم در متون فارسی و عربی است که بعداً بدان خواهیم پرداخت و سپس، استمرار این سنّت، در فهلویات و اشعار عامیانۀ فارسی و بعدتر، در اشعار کوتاه دری و قالبهای کلاسیکی همچون رباعی، دوبیتی و قطعات کوتاه است. سرودهای مانوی که بخش عمدهای از اشعار ایران پیش از اسلام (دورۀ میانه) را تشکیل میدهد، یک قسمش به سرودهای کوتاه اختصاص داشته است. این سرودهای کوتاه در پارسی میانه «مَهر» (mahr) و در پارتی «باشاه» (bâšâh) نامیده میشدند (تفضلی، ص 348 – 349 ؛ اسماعیل پور، ص 195).

برای آنکه بتوان تقسیم بندی روشنی از اشعار کوتاه قدیم به دست داد، ما آنها را به اعتبار تعداد سطرها (مصراعها یا لختها) در سه بخش بررسی میکنیم: اشعار دو سطری، اشعار سه سطری و اشعار چهار سطری. البته در شعر دری، «بیت» که دو مصراع دارد، معیار سنجش قالبهاست. ما به دلیل آنکه بعضی از نمونههای شعر قدیم سه سطری است و یکی از مهمترین منظومههای مانوی به نام «انگد روشنان» نیز از 135 مصراع تشکیل شده است (اسماعیل پور، ص 194)، واحد شعر کوتاه را سطر میگیریم. مؤید این نظر آن است که بعضی از پژوهشگران معتقدند اساس نامگذاری رباعی، شکل چهار مصراعی آن است (گاوان، ص 104 ؛ و نیز رک. شمیسا، ص 16 – 17).

 

الف. اشعار کوتاه دو سطری

در فاصله انقراض دولت ساسانی و قدرت یافتن امیران ایرانی در قرن دوم پس از اسلام، در منابع موجود نمونه‌هایی را از اشعار کوتاه دو سطری که به فارسی دری است، می‌توان یافت. ابن خردادبه در کتاب المسالک و الممالک (تألیف در حدود 230 ق) شعر دو لختی هفت هجایی زیر را به بهرام گور منسوب کرده است:

منم شیر شلنبه

و منم ببر یله (صادقی، ص 55). (2)

 

همچنین از ماجرای فتح بخارا به دست سعید بن عثمان در سال 56 هجری و عشق او به پادشاه بخارا که خاتونی بود، سرود دو لختی زیر را از زبان مردم بخارا نقل کردهاند:

گو ور خمیر آمد

خاتون دروغ گنده (همان، ص 66). (3)

 

همچنین حدس زده میشود بیتی که به ابوحفص سغدی (سدۀ سوم ق) منسوب است (رک: صادقی، ص 101)، با توجه به ویژگیهایش، مربوط به دورانی پیشتر ازو باشد:

آهوی کوهی در دشت چگونه دودا

یار ندارد بی یار چگونه رودا (قیس رازی، ص 201). (4)

 

بههر حال، به نظر میرسد، شعرهای دو سطری از جمله کوتاهترین قالبهای شعر فارسی است که میتوان امتداد آن را در ترانکهای مردمی پشتو که به «لَندَی» معروف است، رهگیری کرد. لَندی در پشتو به معنی کوتاهک است و دو پاره دارد: پارۀ اول کوتاهتر است و نُه هجا دارد و پارۀ دوم که بلندتر است، دارای سیزده هجاست (فکرت، ص 8):

د عاشقی مثال د تیغ دی

خوک چی په تیغ لوبی کوی زخمی بشینه (همان، ص 92، 128)

[برگردان: عشق همچون تیغ است/ آنکه با تیغ بازی کند، زخمی خواهد شد].

 

و یا سرودههای بلوچی که به «لیکو» موسوم است و دو سطر هجایی است که با همراهی ساز قیچک خوانده میشود (مؤمنی، ص 13). لیکو بر خلاف لندی که فاقد قافیه است، بسیار به قافیه مقیّد است:

تو سرودیگ من ربابی یون

پَر تِی دیدارا چون کبابی یون (همان، ص 113، 149)

[برگردان: تو سرودی من ربابم/ برای دیدن رویت چه کبابم].

 

همچنین تکبیتیهایی که عوفی از یکی از معاریف بلخ به نام  ابومحمد عبدالله (دورۀ غزنوی) نقل کرده، اگرچه در وهلۀ نخست از نوع تفنّنات شاعران جلوه میکند، اما به احتمال بسیار متّکی به یک سنّت کهن است: «او را یک یک بیت فرد است که در نفس خود تمام است و اگر تمام کند، از ذوق دور افتد و از معنی بی بهره ماند» (ج 2، ص 46 - 47). این ابیات از لحاظ اقلیمی (بلخ) به ریشۀ اشعار عامیانۀ مردم بلوچ و پشتون بسیار نزدیک است:

گر بر کشم این فرو شده پای از گل

هرگز ندهم به هیچ نا مردُم دل (همان، ص 47).

 

ترانههای دو سطری کردی نیز شبیه لیکوهای بلوچی دارای قافیه است و پیشینهای کهن دارد:

بنی سر دلم ناسکه په نجه کت

باوه شینم که بدئه گریجه کت (اسماعیل پور، ص 173).

[برگردان: دست نازکت را بر دلم بگذار / و با گیسوانت بادم بزن].

 

تکبیت گویی در سدۀ یازدهم هجری به یکی از اشتغالات ذهنی شاعران دورۀ صفوی تبدیل شد و دیوان شاعری نیست که ازین تکبیتها خالی باشد. حتی گرایش ادیبان و اهل ذوق به تکبیتها چنان بود که از میان ابیات غزلیات شاعران این دوره تک بیتهای نابش را برمیگزیدند و در جُنگها و سفینهها و تذکرهها و مجموعههای شعر نقل میکردند. (5)

 

ب. اشعار کوتاه سه سطری

از جمله اشعار قدیم فارسی که اطلاعات خوبی در مورد آن در دست است، نوعی اشعار ملحون است به نام «خسروانی» که اکنون میدانیم اشعار سه لختی بوده است. مؤلف تاریخ سیستان و قابوسنامه و عوفی و خواجه نصیرالدین طوسی و شمس قیس رازی همگی از الحان و اوزان خسروانی یاد کردهاند، اما نمونهای از این اشعار به دست ندادهاند (اخوان ثالث، 1383، ص 555 - 557). (6) مؤلفین دورۀ اسلامی به سبب آموختگی ذهنی به وزن عروضی، این اشعار را فاقد وزن میدانستند. خوشبختانه ابن خردادبه در کتاب اللهو و الملاهی یک نمونه از خسروانیهای باربد موسیقیدان و نوازندة بزرگ دربار خسرو پرویز (590 – 627 م.) نقل کرده است (شفیعی کدکنی، ص 572 ـ 573):

خاقان ماه مانذ و قیصر خرشیذ

آن من خذای ابر ماند کامغاران

کخاهذ ماه پوشذ کخاهذ خرشیذ.

این شعر، هجایی است و هر سطر آن 10 تا 11 هجا دارد و در سطرهای اول و سوم آن قافیه بهکار رفته است.

مهدی اخوان ثالث، شاعر معاصر، بر مبنای توصیفات نویسندگان قدیم و نمونۀ بدست آمده از خسروانیهای باربد، شش شعر کوتاه با عنوان «نوخسروانی» در وزن عروضی سروده که به قرار شعر باربد سه لتی است: «هر یک با سه مصرع در وزنهای مختلف کوتاه و بلند و از لحاظ قافیه نیز یا مصرع اول با سوم قافیه دارد یا هر سه مصرع قافیه دارند» (اخوان ثالث، 1368، ص 252) و ، در لتهای اول و سوم قافیه دارد. یک نمونه از نوخسروانیهای اخوان را میآوریم:

آب زلال و برگ گُل بر آب

مانَد به مه در برکة مهتاب

وین هر دو چون لبخند او در خواب (همان، ص 254). (7)

 

نگارنده نیز بر همین مبنا، چند شعر کوتاه سه لختی در وزن رباعی سروده است که به قول اخوان ثالث، میتواند پیشنهادی باشد برای احیای این قالب اصیل شعر کوتاه ایرانی:

یک پارۀ ابر روی یک پارۀ ماه

می‌آید و از پیاده رو می‌گذرد

یک تکّه سفید زیر یک تکّه سیاه (میرافضلی، ص 93).

 

به گفتۀ تفضلی (ص 312)، قطعۀ کوتاه زیر که در توصیف نرگس است، احتمالاً در اصل به پهلوی بوده و بر اثر مروز زمان، خصوصیات فارسی نیز در آن راه یافته است:

نرگس اُزمرد دسته

مروارید فدو رُسته

زرش در میان بسته.

 

به اعتقاد دکتر صادقی این شعر، به فارسی دری محض است که احتمالاً در قرون اول هجری به وزنی غیر عروضی ساخته شده است (ص 103). هر سه سطر این شعر دارای قافیه است و هر سطر آن هفت هجا دارد (اسماعیل پور، ص 151). شعر زیر که به ماجرای یزید بن مفرّغ اشاره دارد و در زمان خلافت یزید گفته شده (سال 60 – 64 ق)، داری سه لخت همْ قافیه است و هشت هجایی است:

آب است نبیذ است

عصارات زبیب است

سمیه رو سبیذ است (صادقی، ص 68 ؛ نیز رک. بهار، ج 1، ص 101). (8)

این دو قطعۀ اخیر، یادآور نوعی شعر کوتاه سه لختی کُردی است که به «سه خشتی» معروف است. سه خشتی دارای سطرهای هشت هجایی قافیه دار است (مسیح، ص 9 ؛ نیز رک: بهار، ج 1، ص 123 ؛ اسماعیل پور، ص 173):

واچی به ژنو واچی باله

کریه سری مه خیاله

ئوغه تی مه بی وی تاله (مسیح، 99)

[برگردان: این چه قدی است و چه قامتی/ در سرم هوای توست/ لحظههایم بی تو تلخ است].

 

ج. اشعار کوتاه چهار سطری

از دیگر اشعار مربوط به قرون اولیۀ اسلامی پیش از رواج شعر دری فارسی، سرود چهار لختی کودکان بلخ است که به حوادث سال 108 یا 119 هجری مربوط است:

از ختلان آمذیه

تر و تباه آمذیه

آبار آمذیه

خشک نزار آمذیه (صادقی، ص 70 ـ 72).

 

و دیگر، شعر منسوب به ابوالینبغی عباس بن طرخان (شاعر سدة دوم ق) در مورد خرابیهای سمرقند است. این شعر چهار لختی را ابن خردادبه روایت کرده است:

سمرقند کندمند

بذینت کی افکند

از شاش ته بهی

همیشه ته خهی (بهار، ج 1، ص 105).

 

ترتیب قافیه در این دو شعر متفاوت است. قافیۀ شعر ابوالینبغی به گونة مثنوی است و قافیۀ شعر نخست نیز ظاهراً از همین قبیل بوده، اما دچار تغییر و تحریف بسیار شده است. شعر چهار لختی زیر که راغب اصفهانی در محاضرات الادباء نقل کرده، نمونۀ دیگری از اشعار چهار لختی قدیم فارسی است:

زیود هشتاذ گور

تیرست دالمنه مُرو

مار بی نه میرد

جُذکش بوزنید مرد (تفضلی، ص 309).

 

به عقیدة تفضلی، این اشعار دارای اصل پهلوی بوده، اما تا حدی تحت تأثیر اشعار عروضی دورۀ اسلامی قرار گرفته است. یکی از اشعار منسوب به ابوطاهر خسروانی (سدة چهار ق) نیز تا حدودی یادگار اشعار کهن فارسی است. این شعر چهار لختی، هفت هجایی است:

شاهم بر گاه بر آرید

گاهش بر تخت زرّین

تختش در بزم بر آرید

بزم اندر نوکرد شاه (بهار، ج 1، ص 114).

 

اگر بخواهیم از تداوم و استمرار این قالب چهار سطری در شعر دری یاد کنیم، بی گمان قالبهایی مثل رباعی و دوبیتی و قطعات دوبیتی به ذهن میرسد. رباعی و دوبیتی هر دو از قالبهای کوتاه شعر فارسی است که ساختۀ ذهن و روح ایرانیان است و تحت تأثیر قالبها و اوزان شعر عرب شکل نگرفته است (رک. شفیعی کدکنی، ص 217). نه اینکه خواسته باشیم، از بابت ایرانی بودن این دو فرم شعری برتری خاصی برای آنها قائل شویم و قالبهای دیگر را وارداتی بدانیم و ناچیز انگاریم. بحث این است که با نفوذ اسلام در ایران و تسلط فرهنگ عربی، شعر دری فارسی تحت تأثیر اوزان و قالبهای شعری ادبیات عرب قرار گرفت. در این میان، قالبهایی مثل رباعی و دوبیتی (و مثنوی)، جزو فرمهای شعری هستند که در ادبیات عرب سابقه نداشتند و علی الظاهر متعلق به دوران پیش از اسلام (عهد ساسانی) بوده‌اند و در شعر دری، خود را با عروض عربی سازگار نمودند و به حیات خود ادامه دادند. این قولی است که ملک الشعرای بهار در مقاله محققانه «شعر در ایران» (ج 1، ص 137) و جلال‌الدین همایی در سخنرانی خود با عنوان «رودکی و اختراع رباعی» بر آن تأکید دارند (ص 93).

رباعی و دوبیتی از جهت تعداد مصراعها و قافیه بندی (شکل شعری) کاملاً بهم شبیهند. تفاوت این دو قالب، یکی در وزن آنهاست و دیگری در محتوایی که هر یک ازین دو قالب بخود پذیرفته‌اند. یکی (رباعی) مقبول طبع شاعران رسمی قرار گرفته و دیگری (دوبیتی) زبان حال عامه مردم. وزن رباعی و دوبیتی هر دو از شاخه‌های بحر هزج است که عروض‌دانان قدیم نیز آن را یکی از بهترین و مؤثرترین اوزان شعر فارسی دانسته‌اند. این بحر در شعر عرب از بحور کم استعمال است و اعراب بحر هزج را اگر هم بکار برده‌اند، بیشتر در شکل مربع بوده نه مسدّس که اساس وزن رباعی است (وحیدیان، ص 52). به نظر بهار، بحر هزج مسدس محذوف یا بحر مشاکل که همان وزن دوبیتی است، از اوزان اشعار قدیم دوران ساسانی است که در دوران تمدن اسلامی اصلاحاتی در آن شده و به قالب عروض در آمده است. وی معتقد است منظومة پهلوی 12 هجایی درخت آسوریک، در همین وزن بوده و به این نوع شعرها چامه می‌گفتند. وی لفظ ترانه را که هم به رباعی اطلاق می‌شود و هم به دوبیتی، مؤید پیشینه دیرین این دو قالب شعری می‌داند (ج 1، ص 127 ـ 128).

قطعات دو بیتی شاعران مشرق ایران در عهد سامانی از قبیل: منجیک ترمذی، کسایی مروزی و آغاجی که دکتر شمیسا از آنها با عنوان هایکوی ایرانی یاد کرده است، نمونۀ چشمگیری از اشعار کوتاه چهار سطری است. این اشعار، دو ویژگی بارز دارند: در دو بیت سامان یافته و مبتنی بر تشبیه اند (ص 75 – 76). این شعرهای چهار لختی، حاکی از برخورد بی واسطه شاعر با طبیعت و کشف و شکار لحظات زیبای آن است.

 

ملاحظاتی در مورد شعر کوتاه امروز

در دوران معاصر، فرمهای کوتاه جدیدی تحت تأثیر ادبیات دیگر ملل جهان و از راه ترجمه (بویژه ترجمۀ هایکوهای ژاپنی) تحت عنوان «طرح» و «طرح‌واره» وارد شعر فارسی شد و در کارهای محمد زهری و منصور اوجی به تدریج شکل بومی و ایرانی به خود گرفت. اکنون، شعر کوتاه یکی از شاخه‌های بالنده شعر امروز فارسی است. با این حال، همۀ اشعاری که امروزه تحت عنوان کلی «شعر کوتاه» شناخته می‌شود، از لحاظ فرم و ساخت و زبان و آهنگ دارای تفاوتهای ماهوی فراوان است. بر خلاف فرمهای کهن شعر کوتاه، اعم از رسمی و مردمی، که حدود و ثغور سطرها و لختها و هجاها و تکیه‌ها و قافیه‌ها و سجعها در آنها کاملاً روشن است، برای هیچ کدام از شعرهای کوتاه دوران امروز، حد و مرزی نمی‌توان رسم کرد. پاره‌ای، وزن نیمایی دارند و پاره‌ای فاقد وزن بیرونی هستند. بعضی، قافیه دارند و اغلب فاقد قافیه هستند. تعداد سطرها نیز در این شعرها، حد معینی ندارد و بین دو تا ده سطر در نوسان است. تکیه بعضی از این شعرها تنها بر ایماژ و  تصویر سازی است. مبنای شاعرانگی در برخی دیگر، بازیهای زبانی و ایجاد تضاد و ارتباط میان صورتهای واژگانی است. و در تعدادی دیگر از شعرهای کوتاه ، از مضامین غافلگیرانه و نکته‌پردازی شاعرانه برای اعجاب خواننده بهره گرفته شده است.

دیده می‌شود که شاعری گاهی از همة این تکنیکها در شعرهای کوتاه خود استفاده می‌کند و همین امر، تبیین و تعریف این نوع شعر را در شعر امروز با دشواری مواجه ساخته است. حتی در اشعار هایکو پردازان ایرانی که به سیاق این فرم ژاپنی شعر می‌گویند، حد و حصری که در اصل فرم «هایکو» وجود دارد و به روشنی و با دقت تمام و با ذکر همه جزییات و شگردها توسط محققان و متخصصان هایکو تبیین شده است، دیده نمی‌شود. فرم شعری هایکو در زبان ژاپنی مبتنی بر سه مصراع 17 هجایی است: سطر اول و سوم پنج هجا دارد و سطر دوم هفت هجا. حتی بسیاری معتقدند در ترجمه هایکو، باید این سطربندی را حفظ کرد، وگرنه محصول کار هایکو نخواهد بود. اما هایکوسرایان ایرانی تقریباً به هیچ وجه به این شیوۀ سطربندی اعتقاد و اعتنایی ندارند و آنچه را هایکو می‌نامند، در دو تا پنج سطر سامان می‌دهند.

نداشتن چهارچوب و قاعده در فرم اشعار کوتاه معاصر، باعث شده است که دامنۀ شمول این نوع شعرها چندان وسیع گردد که بعضاً کلمات قصار شاعرانه و کاریکلماتورها، و حتی در بسیاری موارد اشعار ناتمام قوام نیافته بلاتکلیف نیز در این رده برای خود جایی دست و پا کنند. بخشی از این بلاتکلیفی، ناشی از بی رغبتی و عدم اهتمام سخن‌وران و شعرشناسان روزگار ما برای تدوین و تعریف و تبیین مبانی شعر کوتاه است. بی اعتنایی به سوابق این نوع شعرها در تاریخ ادب فارسی و عدم توجه و تلاش جدی برای تطبیق ظرافتها و ظرفیتهای شعرهای کوتاه کهن با مقتضیات روزگار ما، باعث سردر گمی شاعران و مخاطبان، هر دو، در خلق و مواجهه با این فرم پویا و تکان‌دهندۀ شعر امروز ما شده است.

تحریر اول: دی 1385 / تحریر دوم: خرداد 1387

 

 

 

پانوشتها

1) در مورد دیگر علتهای مهجور ماندن اشعار ایران باستان، تفضلی معتقد است که رواج شعر دری و غلبۀ عروض جدید باعث فراموشی زبان و خط پهلوی و از رونق افتادن اشعار قدیمی شده است. همچنین وابستگی شعر قدیم به ساز و آواز و کم اهمیت شدن موسیقی در دورههای اسلامی باعث شد این قبیل اشعار رونق همگانی خود را از دست بدهد و از یادها برود.

2) این شعر در منابع دیگر با اختلافات زیاد نقل شده و تعداد سطرهای آن به چهار نیز رسیده است. سطرهای الحاقی چنین است: نام من بهرام گور / کنیتم بوجبله (رک. بهار، ج 1، ص 89 – 90 ؛ صادقی، ص 55، پانوشت 5). اما اجماع پژوهشگران بر اصالت آن دو سطر اول بیشتر است. بهار اصل پهلوی شعر مذکور را چنین دانسته است: من اوم شیری شلنبک/ او من اوم ببری یلک (ج 1، ص 90).

3) دکتر صادقی حدس میزند که اصل سرود مردم بخارا به زبان سغدی بوده و دو سطر بازمانده، ترجمۀ دری آن است که در شهرهای خراسان بکار میرفته است (ص 67). احتمال دارد که اصل سرود مردم بخارا بیش از دو سطر بوده و دنبالۀ آن از بین رفته است. آنچه فعلاً موجود است، سرودی است در دو لخت و بررسی ما نیز بر مبنای همین دو سطر است.

4) این دو سطر که به گفتۀ لازار وزن عروضی ندارد (صادقی، ص 101) نیز دچار تغییر شده و عموماً سعی شده با افزودن یا جابجایی چند واژه، آن را به وزن عروضی نزدیک کنند.

5) دکتر شمیسا (ص 287) معتقد است که قالب شعر در سبک دورۀ صفوی تک بیت است نه غزل و شاعر این ابیات منفرد را با نخ قافیه و ردیف به هم وصل کرده و از آنها غزلی ساخته است.

6) مقالۀ اخوان نخستین بار با عنوان «خسروانی و لاسکوی» در مجلۀ یغما (سال 13، شمارۀ 10) به چاپ رسید و ما به جهت دسترسی نداشتن به مجلۀ مذکور، آن را از کتاب آقای یارتا یاران نقل کردهایم.

7) از شش «نوخسروانی» اخوان، پنج تای آن در مصرع اول و سوم قافیه دارد، و فقط یکی از آنها سه قافیهای است.

8) البته توجه باید داشت که ما در این شعر به موسیقی قافیه توجه داریم نه همحرفی کامل قوافی آن.

 

....................

منابع و مآخذ:

ـ ابوالقاسمی، محسن. شعر در ایران پیش از اسلام. تهران، 1383

ـ اخوان ثالث، مهدی. «خسروانی و لاسکوی»، خسروانی. یارتا یاران، تهران، 1383، ص 555 - 567

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ  ـ ـ ـ . در حیاط کوچک پاییز در زندان. تهران، 1368

ـ اسماعیل پور، ابوالقاسم. سرودهای روشنایی: جُستاری در شعر ایران باستان و میانه و سرودهای مانوی. تهران، 1386

ـ بهار، محمد تقی. بهار و ادب فارسی (مقالات). تهران، چاپ سوم: 1382، 2 ج

ـ تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. تهران، 1376

ـ شفیعی کدکنی، محمدرضا. موسیقی شعر. تهران، چاپ دوم: 1368

ـ شمیسا، سیروس. سبک شناسی شعر. تهران، 1374

ـ صادقی، علی اشرف. تکوین زبان فارسی. تهران، 1357

ـ طبیب‌ زاده، امید. تحلیل وزن شعر عامیانۀ فارسی. تهران، 1382

ـ عوفی، محمد. لباب الالباب. به سعی و اهتمام ادوارد براون، لیدن، 1903، 2 ج

ـ فکرت، محمد آصف. لندی: ترانک‌های مردمی پشتو. مشهد، 1380

ـ قیس رازی، شمس الدین محمد. المعجم فی معاییر اشعار العجم. به تصحیح محمد قزوینی، تهران، چاپ سوم: 1360

ـ گاوان، محمود. مناظر الانشاء. تصحیح معصومه معدن کن، تهران، 1381

ـ مسیح، هیوا. سه خشتی: ترانههای کوچک کرمانج. تهران، 1386

ـ مؤمنی، منصور. صد لیکو: سروده‌های بلوچی. تهران، 1384

ـ میرافضلی، سیدعلی. گنجشک ناتمام. تهران، 1383

ـ وحیدیان کامیار، تقی. بررسی منشأ وزن شعر فارسی، تهران، 1370

ـ همایی، جلال. محرم اسرار، تهران، 1379

 





کلمات کلیدی :یادداشتها و کلمات کلیدی :درباره شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٠
    لینک مطلب   نظر شما ()