۱۳۸٦/٤/٢٥

 

بيا و به خوابم نيا

                        جون طاهر!

كه بيچاره‌مون مي‌كُنه چاربيتو.

دلم ـ بي‌مروت ـ به آدور گيره

بيا و ولش كن!

درسته كه اي‌جور

                        با برّه‌ها گرگ باشي؟

خداييش

            اصلاً شبا خواب ميري؟

شبا خواب رفتي،

چُپوني كه بي گلّه‌ باشه

چُپوني كه از هَف بند ني‌اش

                                        چاربيتو بريزه،

به خوابت نمي‌يا؟

...

اگه آسمون هَف شب و روز

                                    يه بند بارون بباره

اگه دشت از بوي آلاله آتِش بگيره

گِرندِ دلم وا نميشه!

 

 

...

توضيح چند واژه كرماني.

چاربيتو: همان دوبيتي!

آدور: خار

نمي‌يا: نمي‌آيد

گرند: گره.

 

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٥
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٦/٤/٢٢

 

اعتراض شمس لنگرودی به استفاده یک کاریکاتوریست از عنوان رمان «رژه بر خاک پوک» وی برای نمایشگاه خود، توجه دقیق‌تر به یکی از واقعیتهای جامعه ادبی را یادآور شد و آن بهره‌گیری از سطرها و عناوین شاعرانه و ادبی برای نامگذاری نمایشگاهها، فیلمها، داستانها، و گزارشها و مقالات ژورنالیستی است. نویسنده روزنامه جام جم دیروز (پنج شنبه 21 تیر 86، ص 3)، عنوان یکی از گزارشهای هنری خود را یکی از سطرهای درخشان شعر قیصر امین‌پور قرار داده است: ناگهان چه زود دیر می‌شود. این سطر که از شدت استفاده در محاورات و حتی در برنامه‌های رادیو و تلویزیون، حکم مثل را پیدا کرده است، در بیلبوردهای تبلیغاتی سطح شهر تهران نیز دستمایه تبلیغ کالاهای مصرفی و خدمات مؤسسات آموزشی قرار گرفته است. در سالهای بعد از انقلاب، اشعار سهراب سپهری یکی از منابع اصلی عناوین فیلمها و کتابها و مقالات و گزارشها بوده است. این پدیده را از چند جنبه می‌توان بررسی کرد:

اول. فراگیر بودن شعر در تمامی شئون زندگی ما، ظاهراً قولی است که جملگی بر آنند. ایرانیان شهره‌اند به این که شعر در خون آنهاست. استفاده از عناوین شاعرانه اقتباس یافته از شعرها را می‌توان به این دلبستگی ریشه‌دار نسبت داد.

دوم. استفاده از ظرفیت دو پهلو و چند پهلوی عناوین شاعرانه، از یک طرف، و ایجاز و فشردگی و آهنگ و موسیقی کلمات از سوی دیگر، در جذب مخاطب که او نیز بالطبع جزوی از همین جامعه شعرپرست است، نقش مؤثری دارد.

سوم. مکانیزم جذب مخاطب از طریق تیترهای شاعرانه، دو گونه است: نخست، ایجاد اعجاب و غافلگیری در مخاطب بخاطر شنیدن و دیدن یک عنوان شاعرانه نُقلی و تأثیرگذار و دوم، انطباق و سازگاری با ذائقه مخاطب بواسطه انس و الفت با سطرهای درخشانی که در ذهنش حضوری دیرین و شیرین دارد.

چهارم. تنبلی برای انتخاب عناوین مناسب، شاید یکی دیگر از علتهای رواج این پدیده باشد. ما عادت داریم از چیزهای حاضر و آماده بدون تحمل هیچ گونه زحمتی و بدون اجازه از صاحب آن استفاده کنیم و آن را به حساب خوش‌ذوقی خود می‌گذاریم.

پنجم. آنچه در این میان نادیده می‌ماند، حقوق مالکین و مؤلفین است. هر سطر شعر، محصول عرق‌ریزی یک روح است. استفاده بجا و نابجا از این سطرهای در موقعیتهای مختلف، بدون اجازه و رضایت پدید آورنده آن، نقض آشکار حقوق مؤلفین است.

ششم. از سوی دیگر، تنزل بعضی از شعرها به بعضی از سطوح ـ مثلاً بیلبردهای تبلیغاتی ـ بدون کسب اجازه و رضایت شاعر می‌تواند عملکرد معکوس نیز داشته باشد. در واقع، ابتذال کاربرد، به مرور می‌تواند منجر به ابتذال متن، کلیشه‌ای شدن آن و کاهش میزان تأثیر آن شود.

هفتم. حضور سطرهای شاعرانه در ذهن عموم، می‌تواند میزان بُرد و تأثیر یک شعر و موفقیت نسبی آن را نشان دهد. این یک حکم کلی خدشه ناپذیر نیست. اما می‌توان از راه آن، به تأثیرات یک شعر و یا یک شاعر در جامعه پی بُرد.

 

 





کلمات کلیدی :یادداشتها

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٢
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٦/٤/۱٥

 

خسته از لحظه‌هاي بي گنجشك

گربه از شاخه مي‌پرد پايين.

..

آفتاب كسل كننده ظهر

مي‌مكد سايه درختان را.

..

پرده را باز مي... نه! مي‌بندم

تيك تاكي ملول دارم من.

..

ظاهراً پنكه‌هاي سقفي را

هيچ حرفي براي گفتن نيست.

...

در دلم چُرت مي‌زنم، وآن سوي

گربه، خميازه‌اي است پي در پي.

 

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۱٥
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٦/٤/۸

 

مساحتي است عظيم

غروب گرگ درين درّه‌هاي خواب آلود.

 

هزار صاعقه بر طبل نعره مي‌كوبند

مرا محاصره كردي، ولي ندانستي

هزار صاعقه اين خواب را نياشوبند.

 

دلم علامت گنگي است

كه بر جداره اين كهنه غارها ثبت است

تمام مشعله‌هايت به‌باد خواهد رفت

برو كه از پس تأويل بر نمي‌آيي

به عشق

            نسبت اين گرگ پير

بي ربط است.

 

من از تخيل محزون غارها گيجم

كه گرگ، زوزه بي پاسخي است

درين حدود

            كه هر چارسوش بُن بست است.

 

مساحتي است عظيم

تمام درّه به خوابي بزرگ پيوسته‌ست.

 

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۸
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٦/٤/٧

 

هفته گذشته شاعر نازنین شیرازی جناب سیروس نوذری سومین دفتر شعر خود را از طریق پست مرحمت فرمود: برف بر داوودی‌های سفید که شامل 254 شعر کوتاه است و انتشارات نوید شیراز آن را یکی دو ماه پیش در شمارگان 1500 نسخه همزمان با نمایشگاه بین الملل کتاب تهران منتشر کرده است. دفتر پیشین شعرهای سیروس نوذری با نام آه تا ماه نیز مشتمل بر 386 شعر کوتاه است (شیراز، انتشارت نوید، 1379). برف بر داوودی‌های سفید در تداوم همان کارهای کوتاه دفتر پیشین شاعر است با پختگی و عمق بیشتر و اطلاق نام «هایکو ایرانی» بر این شعرها لفظی است مطابق معنی. از این جهت که خصوصیات هایکو به تمامی در آنها مشهود است و از «ترجمه‌زدگی» مرسوم در کارهای کوتاهی که به تقلید از هایکوهای ژاپنی گفته شده است، در آنها خبری نیست. تقریباً همه شعرهای کوتاه نوذری در سه سطر سامان یافته‌اند و حسرتها و حیرتهای خیامانه در آنها نمودی روشن دارند.

 

بهار

بازی کودکان

میان گورها

...

جز این بادها

چگونه هست

آنکه نیست؟

...

ـ تو از چراغ چه می‌دانی؟

ـ هر آنچه از

            تاریکی.

...

برفها آب شدند

هنوز

تو پنهانی.

 

حرکت مستمر و بی هیاهوی نوذری در جهان شعری خود، متأسفانه از نگاه آنان که تنها صدای هیاهو را می‌شنوند، مخفی است. آنچه بهانه نوشتن این یادداشت بود، نخست معرفی مختصر این کتاب ارجمند بود و دیگر، اظهار نظر ناپخته و ندانسته خانم مریم آموسا در صفحه کتاب روزنامه شرق روز سه شنبه 5 تیرماه 86 (ص 19) بود به بهانه کتاب قمری غمخوار در شامگاه خزانی (هزار و یک هایکو پارسی) سروده سید علی صالحی. این کتاب را قرار است انتشارات نگاه منتشر کند و گویا در صف انتظار مجوز است. مشتاقانه منتظر نشر این کتابیم که مطمئناً خواندنی است.

باری، در نوشته خانم مریم آموسا در مورد کتابی که هنوز نشر نیافته، آمده است: این نخستین دفتر شعری است که در حوزه هایکو در زبان فارسی سروده شده است. پیش ازین تجربه‌های محدودی در زمینه خلق هایکو به زبان فارسی در جامعه فارسی زبان صورت گرفته است... و شاید با انتشار این کتاب شاهد پیشنهادهای جدیدی در شعر فارسی باشیم.

پر واضح است که نویسنده هیچ گونه اطلاعی از جریان شعر کوتاه در دوران معاصر ندارد. وگرنه این گونه قاطع و محکم سخن نمی‌گفت. تنها همان دو دفتر جناب نوذری که به گمان من بهترین نمونه هایکو در زبان فارسی است، بر بطلان گفتار ایشان شاهدی بسنده است. البته اگر در اطلاق هایکو پارسی به کوتاه‌سروده‌های جناب سید علی صالحی، تسامحی صورت نگرفته باشد. چرا که عموماً منتقدان نامطلع هر نوع شعر کوتاهی را هایکو می‌نامند. فقط به این دلیل که هایکو به عنوان یک قالب جهانی مشهور در حوزه شعر کوتاه شناخته شده است. و البته بسیاری از شعرهای کوتاهی که در چند دهه گذشته چاپ شده است، ویژگی هایکو را ندارد. شعرهای کوتاه محمد زهری و منصور اوجی همگی با ویژگیهای ایرانی خود بیشتر در تداوم شعر نیمایی است و پیشنهادی برای بیان خویشتن در یک قالب کوتاه و مختصر. بعد از چاپ کتاب هایکو به اهتمام احمد شاملو و ع. پاشایی در سال 1361، توجه به این نوع شعر شدت گرفت و در سالهای اخیر این توجه به یک جریان تبدیل شده است. بخصوص در وبلاگهای ادبی. ترجمه‌گونگی این نوع شعرها، و نیز سطحی بودن آنها، از آفتهایی است که دامنگیر این جریان شده است. این هایکوواره‌ها البته بر خلاف هایکو ژاپنی که به فلسفه ذن متکی است، از هیچ تفکر و شناخت عمیقی خبر نمی‌دهد. و از طرفی، با زبان و ادب فارسی نیز جز در ظاهر، هیچ پیوندی ندارد. در چنین فضایی، هایکوهای سیروس نوذری به‌راستی که در سطحی برتر ایستاده است.

سیروس نوذری در کار پرداختن کتابی در مورد شعر کوتاه معاصر است. و با توجه به صلاحیتی که ایشان دارند، امیدواریم تکلیف جریانهای مختلفی که شعر کوتاه امروز را تشکیل می‌دهند و از اصالت برخوردارند، روشن شود.

 

پیش از آنکه بدانم کدام سو

میان مه

گم شد.

...

از آن اتاق خالی

فقط

چراغی.

...

شامگاه

چها که نادیده می‌ماند

کنج اتاق.

...

یادگار مادر

قبض آب و برق

و چند اسکناس زیر قالی.

...

از سرانجام سرو

پرسشی بی ثمر

میان بادها.

 

(در شعر اخیر، صفت «بی ثمر» برای پرسش، ایهامی هوشیارانه به بی ثمر بودن سرو هم دارد.)

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه و کلمات کلیدی :درباره شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٧
    لینک مطلب   نظر شما ()