۱۳۸٤/٢/٢۱

 

درختان آن قدر سبزند

كه ميخواهم در بهار بخوابم

و پيراهنت آن قدر بهار

كه در ماه.

 

قدري بخند

كه باغ از نسيم پُر شود

قدري بتاب

در پنجره.

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٢۱
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٤/٢/۱٠

 

صدا چکید در آفاق و آبها را شُست

و  رختهای کثیف و طنابها را شست

صدا چکید در آفاق و رفت تا اعماق

و صبح پلک زد و سطح خوابها را شست

صدا چکید و ـ به متنی جدید محتاجیم

که واژههای ضخیم کتابها را  شست

صدا چکید به تصویرهای بی تصدیق

قیافههای قدیمی قابها را شست

صدا چکید و زلال است حیرتم امروز

پُر از سؤالم و متن جوابها را شست

صدا چکید و در اسم تو منتشر گردید

و شطّ نور تمام نقابها را شست

و در صدای تو ـ دارم به خواب میبینم

چه خوب میشود این اضطرابها را شست.

 

 





کلمات کلیدی :غزلها

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/۱٠
    لینک مطلب   نظر شما ()