۱۳۸٢/۱٠/٢٩

سلام. ملالی هست و حالی نيست. به قول امير علوي:

با باد بوی پيرهنی نيست

محمد حسن مرتجا به جمع وبلاگ نويسان پيوسته است. قدمش خير! نام وبلاگش هم هست: و بيدار می‌بينم. از مرتجا دو كتاب شعر چاپ شده است: دفتر سروده‌ها (۱۳۷۰) و اجرايی جهنمی از مثله مثله‌ها (۱۳۸۱). حضورش غنيمت است.

حيف است که بندی از چارپاره دوست عزيزم حميد نيک نفس را نقل نکنم:

آن برّه گله‌های ترديد / در بی‌خبری بزرگ می‌شد/ چوپان نجيب قصه ما/ همراه قبيله گرگ می‌شد.

 

ضمناً به وبلاگ گردهمايی بم سر بزنيد.






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٢٩
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٢/۱٠/٢۳

 

خسته از

        گردش نيمروزی

                      ـ در چمنها رها بود ـ 

                                         دست بردم 

 زهر خود را            

               به من ريخت     

                            زهر او     

                              مزه آبهاي كهن داشت 

                         اين شلنگی

  كه رنگ چمن داشت.

عکس از: kwollenberg  






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۳:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٢۳
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٢/۱٠/۱٥

 

مثل برف زنده زيبا بود :

بال بال كفتران صبح .

آه، اما من نمي دانستم آن دلخواه

مثل برف مُرده نامرد است

بر زمينم مي زند ناگاه.






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/۱٥
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٢/۱٠/٦

گهواره: چارپاره‌ای از ابوالفضل زرويی نصرآباد در روزنامه جام جم (يکشنبه ۱۴ دی ۸۲) و هفت سنگ

گفتگو با تختی: غزلی تازه از سيمين بهبهانی در وبلاگ ديّر

يک شعر کوتاه برای بم: مهدی موسوی در سايت مانيها

برای بم : غزلی از حميد محمدخانی در وبلاگ تصوير احساس

 

                             

 

....................................................................................................... يکشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۲

 

رباعيی از کمال اسماعيل اصفهانی (۶۳۶ ق):

                                                 کو ديده که تا بر وطن خود گريد

                                                  بر حال دل و  واقعه بد گريد

                                             دی بر سر يک مرده دو صد گريان بود

                                                امروز يکی نيست که بر صد گريد.

 

عکسهای آرمان حسنی از زلزله بم: اول ، دوم

شعری از عبدالعلی اديب برومند در باره زلزله بم

...................................................................................................... شنبه ۱۳ دی ۱۳۸۲

 

بم با خاک يکسان شد : غزلی از نغمه مستشار نظامی

شعرهايی از احمدرضا الياسي، مهرداد افضلی و غضنفر برزگر: در وبلاگ آصفيها

کاش هرگز بزرگ نشده بودم: چارپاره‌ای در وبلاگ خانه عروسک

مويه‌های غم، اشکهای بم : رباعيات تبسم در وبلاگ راهی بزن

در آوار اندوه : عکسها و نوشته‌های روح الله در وبلاگ رفسنجان

يکی بود يکی نبود... : شعری از عليرضا قزوه در وبلاگ ادبستان

 

..................................................................................................... جمعه ۱۲/۱۰/۸۲

 

محمدعلي علومي از قصه نويسان خوب كرماني را خيلي هاي ما مي شناسيم. علومي را هميشه با چهره يي مهربان و صميمي به ياد داريم. زلزله بم پدر و مادر و برادر و تعدادي ديگر از خانواده او را به كام خاك كشيد...

                           به نقل از وبلاگ آدم و حوا (حسن محمودی)

 

ملودی درد از سمفونی خشت و خون.

شعری از منوچهر آتشی در سوگ بم.  روزنامه ايران (دوشنبه ۸ دی ۸۲)

 

نامه همدردی گلرخسار صفی شاعره تاجيکی با زلزله زدگان و يک غزل

 

اطلاعيه کانون نويسندگان ايران در مورد زلزله بم: اطلاعيه ۱ ، اطلاعيه ۲

................................................................................... سه شنبه ۹/۱۰/۱۳۸۲

 

محمد علی جوشايی شاعر نازنين کرمانی نيز در سوگ عزيزان خود نشسته است. نمی‌دانم چگونه او را تسلی دهم. واژه‌ها ياری نمی‌کند. برای رفته‌گان او آمرزش و برای او و خانواده‌اش شکيبايی می‌طلبم.

نمی‌دانم تا اين لحظه کدام يک از شاعران بم زنده‌اند و کدام‌يک پر کشيده‌اند. دعا کنيم.

 

تبسم در وبلاگش (راهی بزن که آهی) يک رباعی در اين باب قلمی کرده است:

امشب دل هيچ عاشقی بی غم نيست /  اندوه بريدن از عزيزان کم نيست

امشب دل ما گرفته،  اما جايی ـــ / دلگيرتر از خرابه‌ های بم نيست.

 

الآن با روح الله (وبلاگ رفسنجان) تلفنی صحبت می‌کردم. روح الله از ديشب در بم است. می‌گويد چيزی از اين شهر نمانده است. نفرات و امکانات برای کمک رسانی هست. ولی هيچ سامان و مديريتی برای کمک رسانی وجود ندارد. جسدها در خيابانها پراکنده‌اند و صدا و سيما متاسفانه عمق فاجعه را نشان نمی‌دهد. ماشاءالله ستاد بحران فراوان داريم. ولی مديريت بحران نه. ديروز اعلام شد که کارکنان شرکت ملی صنايع مس ايران سه روز حقوق خود را به زلزله‌زدگان اختصاص داده‌اند. معادل ۱۰۰ ميليون تومان. تعدادی از کارکنان مس زنگ می‌زدند و می‌گفتند نمی‌شود پولها را جنس و کالا بخرند و به مردم بدهند و در حساب نهادهای دولتی نباشد! اين بحران عدم اعتماد به نظر من کمتر از فاجعه زلزله نيست.

................................................................................................  يکشنبه ۷/۱۰/۱۳۸۲

 

غم، ماتم، ... بم : عرفان پاريزی در  شادی شاعرانه

خانه می‌سازند...  : عباس معروفی در حضور خلوت انس

گر سنگ ازين حديث ...  : مسعود بهنود در بهنود ديگر

آوازی در ويرانه‌های بم : مسعود بهنود

ما می‌مانيم: بيانيه جمعی از روزنامه‌نگاران اقتصادی

مرگ ارزان : رضا شکراللهی در خوابگرد

آن ۲۰ هزار نفر : يادداشت سيبستان

عزای خاکيان يا ... : داريوش م. در ملکوت

بم، زلزله،‌ ارگ :‌ سينا مطلبی در روزنگار

در سوگ بم و ارگش : سيروس علی نژاد در بی بی سی

آرزوهايی ميان سنگ و خون : شهرام رفيع زاده  در اکنون

همان شهر ... :‌ علی اکبر کرمانی نژاد

سفری به عمق فاجعه : مرتضی دلاوری پاريزی در کتيبه زخم

يادداشتی از وبلاگ روی جاده نمناک و لينکهای زلزله

قطره‌های اشک و ...  :  سيد ابراهيم نبوی

و زندگی همچنان ... : ف.م. سخن در خبرنامه گويا

مرگ را هجی کن : سعيد حنايی کاشانی در فلٌ سفه

گزارشهايی کوتاه از بم : اميررضا قويدل

غم بم : عمادالدين باقی

زلزله بم : منيرو روانی‌پور

سرزمين من بيدار شو : اسدالله امرايی

 

ايرج بسطامی خواننده بمی در زلزله بم جان سپرد.

 به نقل از: ميثم پورهاشمی در وبلاگ رازهای نگفته

در همين موضوع: تولدی در خواب (ملکوت) ، بسطامی کجا بود (خوابگرد)

يادی از بسطامی (بی بی سی) ، گلی جان (سيف الله بسطامی)

 لالايي مادرم رادررويا مي شنوم: گفتگويی منتشر نشده با ايرج بسطامی (جام جم)

 

عکسهای افق از زلزله بم: ۹۵ عکس

عکسهای ياهو:‌ ۴۹۴ عکس

عکسهای بی بی سی :‌ مجموعه اول ، مجموعه دوم

عکسهای ايسنا  از بم :‌ اول ،‌ دوم ، سوم ، چهارم

دو وبلاگ در مورد زلزله بم : زلزله و اندوه بزرگ ، کمک به زلزله زدگان بم

 

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٦
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٢/۱٠/٥

 

 

تب كرد خاك و تيرهء انسان تباه شد

شرمنده باز چهرهء خورشيد و ماه شد

انسان نماند و  در وزش تند گورها

پيشاني سپيد زمين راه راه شد

ما را به غير ديدن گور و كفن نبود

روز و شبي كه رفت سپيد و سياه شد...

(محمد شريف سعيدي)

 

پيش از اين بنا داشتم اين يادداشت را به مجموعه شعر ماه هزار پاره سرودهء شاعر عزيز محمد شريف سعيدي (تهران, بهار 1382) اختصاص دهم. اما زلزلهء امروز شهرستان بم كه جان روشن تعدادي از عزيزان هم‌ميهنمان را در خاك تيره فرو برد, فقط مجال آن داد تا دو سه بيتي از يكي از غزلهاي سعيدي را كه با حال و هواي ما مناسب افتاده‌ست نقل كنم.

بايد براي مردگان شمعي بيفروزيم و براي زندگان دعا كنيم.

 

 

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٥
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٢/۱٠/٤

 

 

يك سال پيش اسپريچو با اين شعر به دنيا آمد:

 

از كوير آمده‌ام

چشمم از خاطرة ريگ پُر است

ابر من باش و دلم را بتكان.

 

 

در يك سال گذشته از طريق همين وبلاگ دوستان زيادي به دست آورده‌ام كه به قول سخنرانان دستاورد خوبي است! عزيزاني را كه مدتها از حال و روزشان بي‌خبر بودم باز يافتم و با  دوستاني  كه از طريق كتاب و مطبوعات با نامها و شعرهايشان آشنا بودم, آشناتر شدم. دوستان مهرباني هم در وبلاگستان هستند كه فقط نامشان را مي‌دانم و شعرشان را مي‌خوانم. ليست اين عزيزان را در كنارة وبلاگ يادداشت كرده‌ام. بعضي نامها هم بر اثر حواس پرتي ممكن است از قلم افتاده باشد. با اينكه من وبلاگ نويس حرفه‌اي نيستم ولي وجود اين موجود باعث شد كه هفته‌اي يك روز لااقل چيزكهايي به اسم شعر و نقد و نقل,  قلمي‌ كنم. اگر دستاورد اسپريچو همين دو نكته باشد مرا بس است و بلكه از سرم هم زياد است: دوستان تازه و انضباط قلم.

  ممكن است گاهي بر اثر طغيان قلم و لغزشهاي اجتناب‌پذير و اجتناب ناپذير,  دوستي را رنجانده باشم. عذر مي‌خواهم. آدميزاده است ديگر! خدا مي‌داند يك سال ديگر ما كجا باشيم و اين وبلاگ در چه حال. باكي نيست. وبلاگ يعني امروز. به فردا كاري ندارد. چو فردا شود, اگر عمري باشد, فكر فردا كنيم.

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٤
    لینک مطلب   نظر شما ()