۱۳٩٤/٤/۱٩


خداوندگاری که عشق است
به اندازهء داشتن نه
به اندازهء خواستن می‌دهد.

زمین ضرب‌در باغ
زمین ضرب‌در عطر باران
زمین ضرب‌در شور گنجشک...
و آدم که آمد
و آدم که دلتنگی‌اش را بسر کرد
و آدم که توجیه تنهایی‌اش شد
گمانم که رازش همین چیزها بود.

خداوندگارا!
اگر عشق، رنج است
مرا بهترین دسترنج است.

 





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٩
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٤/٤/۱۱


صدای درد به‌هم می‌خورَد
به سوی پنجره می‌آیم
برای لکه عینک، دو تکه ابر بس است.

زبان درست نمی‌چرخد
وگرنه نام تو یک شهر را به‌هم می‌ریخت.
علاج روح چروکیده
دو قطعه موسیقی است
که چشم‌های تو بنوازد.
صدا، صدای خوشی نیست
جهان دچار ترافیک خشم و خون شده است
مرا رها نکن اینجا.
دو تکه ابر بیاور
برای حنجره چاک خورده
برای عینک پایان گرفته.

زبان شعر به یک رقص تازه محتاج است
به دست‌های تو یعنی
که روی پنجره شهر ضرب می‌گیرند.
قرار کوچه ما این است
که بی‌قرارتر از یال اسب‌ها باشد
دمی که خون به رگ باد می‌وزد.
به‌هم نریز به‌هم ریزی ِ مرا
قرار نیست که باران به چتر باج دهد
قرار نیست سکوتی که بوسه می‌طلبد
به نفع وسوسه پیرهن فرو ریزد.

صدای تیر
جواب پنجره نیست
و کفش قرمز
به کوچه بیشتر از انفجار می‌آید.
دوباره پلک بزن
که عطر ماه، گره وا کند زبانم را
که آن دو ماهی کوچک
گواه خاتمه زخم‌های من باشند
که از شنیدن تو
اتو شود روحم.
دوباره پلک بزن!

 





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱۱
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٤/٤/٤


همین ناگهان بودنت باش
مَنَت ناگهان تب
توام ناگهان لب.
::

می‌وزی بر من
ناگهان سر می‌روم از تو.

::
پلک می‌بندی:
ناگهان باران
ناگهان تنها.
::

خوشا ناگهان بودن عشق
شبیه گلی در میان علف‌ها.
::

مثل یک جریان موسیقی
مثل یک باران پاییزی
ناگهانی بودنت عشق است.
::

از پشت ابرها
گرمای ناگهان تو خوب است.
::

عشق از در می‌رسد ما را
ناگهان خط می‌کشد بر نقشه‌های عقل
ناگهان تنها
ناگهان مبهوت.
::

مثل کفشدوزکی که در میان سبزه ها
ناگهان
تازه می‌کند نگاه را؛
تازهء توام.
::

باد
    با خود می‌برد، ما را
ناگهان
ما را به خود می‌آورد
                        باران.


 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٤
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٤/٤/۳


کتاب را که باز می‌کنی بعد از صفحه شناسنامه با این شعر مواجه می‌شوی:«هر که باران باشد/روی چشم همه پنجره‌ها جا دارد» و بعد یادت می‌افتد چقدر این شعر برایت آشناست و چقدر در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی آن را شنیده ای و چقدر در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده است. با اینکه در این موارد تا چه حد حقوق مادی و معنوی شاعر حفظ می‌شود و نمی‌شود کاری ندارم ولی همین که شعری اینگونه بر سر زبان‌ها می‌افتد یعنی حدیث دل است و چیزی در خودش دارد که شعرهای دیگر ندارد.
«مرا می‌نویسی» عنوان مجموعه شعر کوتاه نوشته سیدعلی میرافضلی است که نشر نون آن را منتشر کرده است. میرافضلی از جمله شاعرانی است که نیاز مردم امروز به شعر کوتاه را جدی گرفته است و علاوه بر اینکه در این عرصه صاحب آثار ارزشمند و ماندگاری است، تحقیقات ارزنده‌ای نیز در این حیطه انجام داده است. اشعار کوتاه این کتاب پر از کشف‌های شاعرانه، احساسات بدیع و زیبایی‌های هنری است که سیدعلی میرافضلی همه آنها را در کوتاه ترین شکل ممکن بیان کرده است.طوری که بعد از خواندن کتاب از آنجا که در خودت درد مشترکی با شاعر کشف کرده ای ناخواسته بسیاری از اشعار او را از بَر می‌کنی: «این روزها/ با هر چه دمخور می‌شوی/ با هر که می‌جوشی،تکثیر تنهایی است». این که بتوانی مفهومی همچون تنهایی را در چند سطر به این خوبی و شاعرانگی بیان کنی، الحق که کار هر کسی نیست و چه بسیار داستان‌های بلند و سریال‌های تلویزیونی که ساعت‌ها وقت آدم را می‌گیرند تا اینچنین مضمونی را منتقل کنند و دست آخر نیز ناکام می‌مانند. یا وقتی می‌خوانی:«ای کاش دلتنگی تو بودی/می دیدمت هر روز» با خودت می‌گویی مگر بهتر از این می‌شود عمق دلتنگی‌ات را برای کسی شرح دهی بی آنکه با آه و ناله حوصله‌اش را سر ببری. میرافضلی گاهی با کم‌ترین کلمات تابلویی را نقاشی می‌کند و تصویری را می‌آفریند که به راحتی نمی‌توانی آن را فراموش کنی: «کوه زیباست/خاصه وقتی که بر شانه‌هایش/ماه سر می‌گذارد».
او برعکس خیلی از شاعران نوگرا که به استفاده از  کلماتی همچون قرص اعصاب و سیگار ، سرنگ و ...در شعرهایشان اعتیاد دارند، شاعر باران و درخت و ابر است و در شعرش هرگز سراغ بوی بد سیگار و پیراهن عرق کرده نمی رود مگر جایی که می‌خواهد شدت ناخوشایندی لحظه‌هایی را که بی‌یار می‌گذرد به بهترین شکل ممکن توصیف کند: «بوی سیگار می دهد/ بوی پیراهن عرق کرده/ لحظه هایی که می رود بی تو». در انتها لازم است اشاره کنم «آهسته خوانی» عنوان مجموعه شعر کوتاه دیگری از میرافضلی است که از طرف انتشارات نون منتشر شده است و آن مجموعه نیز در حال و هوای «مرا می‌نویسی» سروده شده است و چیزی از لحاظ زیبایی و شاعرانگی از آن کم ندارد.

روزنامه آرمان، دوشنبه اول تیر 1394، شماره 2784، ص 7





کلمات کلیدی :کتابهای من

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۳
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٤/۳/٢٢


لب از شکوفه نبند!
جهان چقدر بکوشد
میان این همه تاریک، آسمان باشد؟
لب از شکوفه نبند!
::

ازین دورتر، ماه
ازین داغ‌تر، زخم
تو والاتر از واژه‌هایی
ازین ماه‌تر، تو
ازین زخم‌تر، من!
::

تکه کاغذی مرا بس است
با هرآنچه عشق می‌نویسمت
با هر آنچه درد لمس می‌کنم ترا
جای خالی‌ات
همچنان سپید!
::

اعتصاب می‌کنم
با خودم
بوسه‌ای مگر بیاوری!
::

کلاغ، حسّ قناری گرفته
کلام، بوی سلام
تویی که معجزه‌ای
                    زنگ می‌زنم وقتی.
::

حساب من پاک است
چه خنده باشی و بوسه
چه خشم باشی و خنجر
فقط خلاصم کن!
::

شقیقه نیست
هزار خطّ خراب است
                        خُرد و خاکستر
مخابرات خیالت چقدر بد خط است!
::

ورق ورق نکن این بوسه را
خوش است نقطه که پُر رنگ‌تر شود
دلم برای لبان تو تنگ خواهد شد.
::

در پیشگاه سلطنت عشق
زانو بزن دلم
از خاک آفریده ترا،‌ آنکه آفرید!
::

گردن نمی‌گیری
سهم لبانم را
تیغ ترا نازم
    که خون سرکش من شرمسار اوست!
::

ای عشق!
روحم ترا دارد
دستم، ولی دستم، ولی دستم!
::

چه تلخ است تقدیر آن تک‌درختی
که بین هزاران پرنده
دلش گیر یک دارکوب است.
::

اذانِ مرا عشق گفته ست
نماز جنونم
بجز رکعتی نیست
که از صبح آغاز تا شام پایان...
::

از همین ابرها
تــکّه‌ای تازه کن برای من
شانه زخم‌خورده‌ای دارم!
::

پیراهنی مراست
مفتون پاره پاره شدن
نارنج نیست یوسف من
نارنجک است این!
::

گلو داری از ابر
صدا داری از آب
مرا چاره‌ای نیست
                 جز غرقه بودن!

 


 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٢
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٤/۳/۱٠


دندانه‌های سین احسانم. احسان افشاری، نشر نیماژ، 1394، 71 ص

امسال از غرفه نشر نیماژ دو مجموعه رباعی گرفتم. «دفی از پوست ابلیس» سروده ایرج زبردست و «دندانه‌های سین احسانم» سروده احسان افشاری. ایرج زبردست چهره شناخته شده‌ای در رباعی امروز است و نیازی به گفتگو ندارد. مجموعه رباعیات احسان افشاری را امروز خواندم. باید بگویم این کتاب یکی از منسجم‌ترین و بهترین کتاب‌های رباعی در دو سه سال اخیر است. یعنی صدای نسبتاً متفاوتی از آن شنیده می‌شود و بر خلاف بسیاری از کتاب‌های رباعی این چند سال، زبان سالم و درست و حسابی دارد و در کنار آن، نوآوری‌هایش در خور توجه است. تصویرسازی‌های افشاری بسیار زیبا و در جهت هدفی والاتر است، نه صرف تصویر آفرینی. بازی‌های زبانی هم دارد البته که برای تجربه‌اندوزی شاعر بد نیست. در معدودی از رباعیات کتاب، ردپای جلیل صفربیگی، ایرج زبردست و بیژن ارژن دیده می‌شود. اما این موارد بسیار اندک است و ما با کتابی سر و کار داریم که بازتاب صدای خود شاعر است. نقد و بررسی کتاب، مجالی فراخ‌تر از این می‌طلبد. کتاب، در دو بخش تنظیم شده و مجموعاً 117 رباعی دارد. اینها را نوشتم که قدردانی کنم از شاعرش؛ به همراه این چند رباعی. از رباعی نخست، خیلی لذت بردم:

این حس شگفت را معمایی کن
تصویر شکست را تماشایی کن
ای سنگ! خوش آمدی به مهمانی من
با آینه از خودت پذیرایی کن
::
ای پنجره گشوده بر ویرانی
بانوی ترانه‌های سرگردانی
دور از تو دقیقه‌های من می‌گذرد
چون تیغ که بر گردن یک قربانی
::
تابم به تبی دوباره منجر می‌شد
غم را سببی دوباره منجر می‌شد
ما چشم به راه صبح بودیم و دریغ
هر شب به شبی دوباره منجر می‌شد
::
گفتند که بی بدیل نقاشی کن
یک تابلوی اصیل نقاشی کن
پرگار شکسته‌ای به دستت دادند
گفتند که مستطیل نقاشی کن
::
هر قدر که بال می‌زنم در قفسم
آن آبی ناب نیست در دسترسم
من منتظرم که مرگ آیا برسد؟
یا مرگ در انتظار تا من برسم؟
::
در قعر سکوت هر زمان، هر جایی
پیوسته به گوش می‌رسد آوایی
می‌ترسم از آنکه بعد صد سال اندوه
با مرگ به پایان نرسد تنهایی!
::
از عشق همین خاطره می‌ماند و بس
گلدان لب پنجره می‌ماند و بس
از آن همه چای عصرگاهی با هم
بر میز دو تا دایره می‌ماند و بس
::
با عربده‌های مست خواهد آمد
عاشق‌تر از آنچه هست خواهد آمد
آن کس که به روی ساقه‌ام قلب کشید
یک روز تبر به دست خواهد آمد
::
بسپار به رودخانه تن‌پوشم را
آن‌گونه که خاکستر خاموشم را
همراه خودت به موزه لوور ببر
آثار بجا مانده آغوشم را
::
در پنجره‌های پشت سر آوار است
در آینه‌های رو به رو تکرار است
بر روی کدام پل ملاقات کنیم؟
پل‌های شکسته بین ما بسیار است
::
او با من خسته روبه رو بود؟ نبود
چون بغض شکسته در گلو بود؟ نبود
یک قصه عاشقانه تعریف کنم:
در گنبدی از کبود: او بود نبود
::
کار دل تو گذشتن و رفتن بود
کار دل من ماندن و جان کندن بود
شاید که قطار کهنه‌ای بود دلت...
شاید دلم ایستگاه راه آهن بود...
::
عشقت به سراب دیگری برد مرا
تا لحظه ناب دیگری برد مرا
تا لذت مستی دو برابر بشود
در خواب به خواب دیگری برد مرا
::
خالی نشد از جنون جان‌کاه، کسی
لبخند نزد در شب بی ماه، کسی
در سالن انتظار هستی ماندیم
بی آنکه قرار باشد از راه کسی...
::
بی وقفه تلاش می‌کنم با مردن
خود را به تو فاش می‌کنم با مردن
یک عمر تمام کسب و کارم مرگ است
امرار معاش می‌کنم با مردن
::
تصمیم گرفت با نگاهی خندان
آزاد کند پرنده را از زندان...
در باد پرنده‌ای رها شد، اما
جان داد به روی سیم برقی عریان
::
خوب است که بی پناه باشی یوسف
زندانی بی گناه باشی یوسف
وقتی که زمین قلمرو نامردی است
بهتر که درون چاه باشی یوسف

 





کلمات کلیدی :به همین کوتاهی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۱٠
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٤/٢/٢٩

 

بیست‌و هشتم اردیبهشت‌ماه روز خیام است.

از جمله شگفتی‌های پیرامون خیام، این است که با وجود گذشت نزدیک به 900 سال از زمان او، این شاعر بزرگ همچنان گویی با ما هم‌عصر است. جالب اینجاست که چگونه یک انسان می‌تواند 900 سال پیش به‌گونه‌ای شعر بگوید که نه فقط برای مردم زمان خود و ایرانیان فارسی زبان قابل فهم و ارتباط گرفتن باشد، بلکه ترجمه این شعر هم برای مردم غیرفارسی زبان در دیگر نقاط جهان جالب باشد. خیام پر مخاطب‌ترین شاعر ایرانی در آن سوی مرزهاست. این نکته مهمی است که یک شاعر توانسته است با این سادگی بیان و عمق معنا ارتباطی با مردم اعصار مختلف دنیا برقرار کند و این برای هنرمندان و به‌ویژه شاعران ما می‌تواند بسیار آموزنده باشد؛ به‌ویژه اینکه بحران شعر امروز ما بحران مخاطب است. در زمان همین بحران، شاعری از 900 سال پیش می‌تواند بیاید و پرفروش و پر مخاطب باشد با حرفی که آمال و آلام همه مردم و مخاطبینش را آیینگی می‌کند.

تلنگری که خیام به ذهن‌های خسته ما می‌زند به ما و کسانی که اسیر این روزمرگی‌ها هستند، با شعر کوتاه است- که از قالب‌های مورد توجه شعر امروز است. در روزگار حاضر، شعر کوتاه یکی ازانواع پُر مخاطب شعر است؛ هم به‌دلیل پیشینه دراز دامن شعر کوتاه در ادبیات فارسی و هم به‌دلیل اقتضای زمانه وکمبود فرصتی که مردم دارند و رویکردی که در این سال‌ها به شعر کوتاه شده است. ما در آثار خیام با شعرهای کوتاهی مواجه هستیم ـ رباعی ـ که هم پیشینه و هم مخاطب دارد.

اما راز آیینگی شعر خیام، یکی در نحوه بیان اوست.  او به ما یاد می‌دهد که لازم نیست حرف‌های عمیق را با بیان پیچیده و غیرقابل فهم بیان کنیم. و اینکه این مفاهیم برای انسان درونی شده باشد و شاعر بتواند این مفاهیم درونی شده را به بهترین شکل بیان کند، نکته مهم‌تری است. اما مفاهیم مطرح در شعر خیام از دغدغه‌های همیشگی مردم است: مسئله مرگ و زندگی و فرصتی که انسان در میان به دنیا آمدن و از دنیا رفتن دارد و اینکه چگونه باید این فرصت را به‌کار گیرد؛ اغتنام فرصت، شاد زیستن با داشته‌های کوچک « با داده قناعت کن و با داد بزی». این‌ها پیام‌های ساده و خیلی روشنی برای مخاطبین به شمار می‌رود. پرهیز از ریا و اینکه انسان خودش باشد: «من مرد خودم چنانکه هستم، هستم». این پیام‌ها همواره و همه جا ذهن انسان را درگیر خودش می‌کند و تاریخ انقضا ندارد.

مسئله مهم دیگری که درباره خیام باید به آن توجه کرد این موضوع است که ما معمولاّ خیام را با شعر‌هایی می‌شناسیم که شاید از دید پژوهشی از خود خیام نباشد و در گذشته‌های دور  به خیام منتسب شده باشد. بسیاری از شعر‌هایی که امروزه به خیام منتسب می‌شود متعلق به مکتب خیام هستند؛ یعنی آن نوع ادبی که خیام بنیانگذار آن بوده است. در واقع این میراثی است که متعلق به زبان و اندیشه ایرانی است. اما همه آن متعلق به خیام نیست. براساس پژوهش‌هایم می‌توانم بگویم نزدیک به 120فقره از این رباعی‌ها می‌تواند سروده خیام باشد. اما چند برابر این تعداد رباعی به خیام نسبت داده شده است. باید توجه داشت که حتی رباعی‌هایی که اصالتاً از خیام نیستند،  باید در ذیل مکتب خیام دیده شود. اینکه این رباعیات از خیام نیست، به منزله نفی ارزش ادبی آنها نیست، بلکه منظور شناسایی سهم همه شاعرانی است که در چندین قرن، در رشد و بالندگی این مکتب نقش داشته‌اند. بنابراین، فهم درست خیام در گرو بررسی مجموعه رباعی‌های خود او و رباعی‌هایی است که منسوب به اوست و در مکتب خیامی جای می‌گیرند.

{یادداشت شفاهی/ روزنامه همشهری، دوشنبه 28 اردیبهشت 94، صفحه آخر}

 

 





کلمات کلیدی :درباره شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٤:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢٩
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٤/٢/٢٥

 

گرگ‌ها
رو به دشت می‌روند
التیام زخم را ؛
آدمی
رو به زخم‌های بیشتر.





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢٥
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٤/٢/۸

 

«جُنگ رباعی»، آخرین اثر پژوهشی سید علی میرافضلی، توسط نشر سخن در نمایشگاه کتاب تهران عرضه می شود.

این کتاب، در بردارنده 4200 رباعی کهن پارسی از 35 شاعر معروف و گمنام از سده ششم تا یازدهم هجری است که با تصحیح و تحقیق سید علی میرافضلی سامان یافته است. نیمی از رباعیات این کتاب برای اولین بار است که چاپ می‌شود و مابقی رباعیات نیز تصحیحات جدید از رباعیاتی است که قبلاً به چاپ رسیده است.

در این دفتر ، رباعیات نویافته و چاپ نشده‌‌ای از سنایی غزنوی، عثمان مختاری، امیر معزی نیشابوری، انوری، اثیر اخسیکتی، امامی هروی، سلمان ساوجی، صوفی آملی و محمد سعید تنهای قمی جای گرفته است. 235 رباعی نویافته سنایی غزنوی، رهاورد مغتنمی برای عرصه رباعی پژوهی و سنایی پژوهی است. 159 رباعی نویافته انوری نیز که بر مبنای چهار دستنویس کهن دیوان انوری و هفت جُنگ و تذکره فراهم آمده، از دیگر بخش‌های این کتاب است. از امیر معزی شاعر قرن ششم، در دیوان چاپی تنها 177 رباعی دیده می‌شود. در «جُنگ رباعی» 505 رباعی معزی گردآوری و تصحیح شده که 328 رباعی بیش از نسخه چاپی دارد.

بخشی از «جُنگ رباعی» به گردآوری رباعیات عایشه مقریه، بابا افضل کاشانی، سایل نهاوندی، صوفی کرمانی، مظفر حسین کاشانی، پیامی کرمانی، حقی خوانساری، نذری قمشه‌ای و میرصابر اصفهانی اختصاص دارد. این رباعیات بر مبنای جنگ‌های خطی و تذکره‌های چاپ نشده و تعدادی از منابع چاپی فراهم آمده است. عایشه مقریه بعد از مهستی گنجوی از نام‌ورترین زنان رباعی‌گوی پارسی است و در قرن ششم هجری می‌زیست. در این دفتر برای اولین بار، 44 رباعی او بر مبنای 15 منبع خطی و چاپی عرضه شده است. همچنین 73 رباعیی که در این کتاب به اسم بابا افضل کاشانی گرد آمده، قدیمترین اسناد رباعی‌گویی این حکیم پُر آوازه قرن ششم و هفتم هجری است و از لحاظ صحت استناد، بر همه چاپ‌های پیشین مزیت دارد.

علاوه بر این، رباعیات موجود در دواوین اشرفی سمرقندی، پوربهاء جامی، سید عضد یزدی، سید جلال عضد یزدی، جلال خوافی، روح عطار شیرازی، کمال‌الدین کاشانی، کاتبی ترشیزی، شیخی طبسی، امیدی تهرانی، موالی تونی، محوی همدانی، نظام دستغیب شیرازی و غیاث حلوایی شیرازی بر مبنای یک یا چند دستنویس تصحیح یا بازتصحیح شده است. دیوان اغلب این شاعران تا کنون به چاپ نرسیده و دسترسی محققان تاریخ رباعی فارسی به رباعیات ایشان، موجب گشایش در عرصه رباعی‌پژوهی می‌گردد. از جمله این رباعیات، 537 رباعی محوی همدانی است که از رباعی‌گویان صاحب سبک دوره صفوی به شمار می‌رود و رباعیات او برای اولین بار بر مبنای پنج نسخه اصلی و هشت نسخه کمکی تصحیح شده است.

گزیده‌ای از رباعیات عطار نیشابوری و اوحدالدین کرمانی نیز بر مبنای دو دستنویس کهن در این دفتر گنجانده شده است. «اختیارات مختارنامه»، قدیم‌ترین گزیده رباعیات عطار به شمار می‌رود و مشتمل بر 168 رباعی است و در قرن هشتم فراهم آمده است. 398 رباعی اوحدالدین کرمانی نیز که توسط امین الدین حاج بله از میان حدود 2000 رباعی این عارف رباعی‌گوی اختیار شده، سند با ارزشی از اقبال حلقه‌های تصوف به رباعیات اوحد کرمانی است. این گزیده را ابوالمجد تبریزی در سال 721 هجری در «سفینه تبریز» کتابت کرده است.

بیشترین رباعیات این مجموعه به اثیر اخسیکتی اختصاص دارد. اثیر از شاعران معروف قرن ششم هجری و از اقران خاقانی، مجیر بیلقانی و جمال‌الدین اصفهانی است. دیوان او که در سال 1337 به چاپ رسیده، فقط در بردارنده 67 رباعی است. در مجموعه حاضر، 658 رباعی اثیر بر مبنای چند دستنویس معتبر عرضه شده است. پاره‌ای از این رباعیات، جزو بهترین رباعیات زبان فارسی است و مابقی نیز در شناخت تاریخ رباعی و تحولات زبان و تعیین گوینده رباعیات ناشناخته متون فارسی اهمیت بسیار دارد.

مؤلف، در گردآوری و تدوین رباعیات این کتاب، از 120 نسخه خطی و 180 نسخه چاپی مدد گرفته است و بنا دارد دفتر دیگری از رباعیات کهن فارسی را در مجموعه‌ای دیگر فراهم آورد.

«جنگ رباعی» در 876 صفحه و تیراژ 1100 نسخه در غرفه انتشارات سخن در نمایشگاه کتاب امسال (16 تا 26 اردیبهشت ماه) عرضه می شود.

 

خبر مرتبط: دست پر انتشارات سخن برای نمایشگاه کتاب

خبر مرتبط: 4200 رباعی کهن پارسی در یک جُنگ

 





کلمات کلیدی :مسایل رباعی و کلمات کلیدی :کتابهای من

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۸
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩٤/۱/۱٤


چسب زخم برای عروسک: مجموعه‌ای از هایکوهای آمریکایی
ترجمه احمد پوری، تهران، نشر چشمه، 1393

هایکو، شعری است که جامعه ادبی ایران با آن آشنایی کافی دارد. در سال‌های اخیر به برکت ترجمه‌های متعدد، این شناخت بسیار گسترده‌تر و ژرف‌تر هم شده است. بعد از خود ژاپنی‌ها، شاید شاعران آمریکایی را بتوان بیشترین علاقه‌مندان هایکو دانست. هایکو در آمریکا صاحب انجمنی است و کتاب حاضر، گزیده هایکوهایی است که کور وان دن هوول (Cor Van Den Heuvel) رییس انجمن هایکوی آمریکا فراهم کرده و در سال 1999 میلادی در نیویورک به چاپ رسیده است. اصل کتاب در بردارنده 700 هایکو است و مترجم، 180 هایکو را برای ترجمه برگزیده است. انجمن هایکوی آمریکا اولین آنتولوژی هایکو را در سال 1974 منتشر کرده است.
احمد پوری مترجم نام‌آشنایی است و به همت او در سه دهه اخیر ترجمه‌های خوشخوانی از اشعار شاعران ملل مختلف جهان در دسترس جامعه کتاب‌خوان ایرانی قرار گرفته است: پابلو نرودا، ناظم حکمت، یانیس ریتسوس، آنا آخماتوا، فدریکو گارسیا لورکا، نزار قبانی، اورهان ولی و دیگران. کتاب «چسب زخم برای عروسک» هم مانند اغلب کارهای او ترجمه‌ای روان و خواندنی دارد. تنها نکته عجیب و غریب این کتاب، حذف نام شاعران است که با هیچ منطقی سازگار نیست. آقای پوری در مقدمه آورده‌اند: «توضیح در مورد سرایندگان این هایکوها که گاه فقط یکی از هایکوها متعلق به آنان است، بر حجم کتاب می‌افزود. علاقه‌مندان با جستجوی مشخصات کتاب یاد شده در اینترنت، می‌توانند با سرایندگان این هایکوها بیشتر آشنا شوند» (ص 8). این عجیب‌ترین استدلالی است که تا کنون در مورد عدم ذکر نام شاعر یک شعر شنیده‌ام. پدیدآورنده‌ای که تمام وجود یک کتاب مرهون حضور اوست حذف می‌شود و نام مترجم، به درشتی بر جلد کتاب خودنمایی می‌کند. این اتفاق فکر می‌کنم فقط در کشور ما اتفاق بیفتد، آن هم به برکت عدم وجود قوانین حمایت از پدیدآورنده و مالکیت معنوی آثار (کپی رایت). می‌خواستم نمونه‌ای از ترجمه هایکوهای‌ آمریکایی را اینجا درج کنم که به احترام شاعرانی که نام‌شان حذف شده، از این کار خودداری می‌کنم. پیشنهاد من این است که این کتاب را نخرید. چون با وضعیت فعلی هیچ ارزش ارجاع و استناد ندارد.

 





کلمات کلیدی :درباره شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٤
    لینک مطلب   نظر شما ()